در جغرافیای مدیریتی، گاهی یک «میز» فراتر از یک وسیله اداری، به نمادی از یک گفتمان تبدیل می‌شود. اقدام اخیر استاندار ایلام در برپایی میز خدمت در دل تجمعات مردمی آن هم در پنجاهمین شب متوالی حضور پرشور شهروندان، گذاری هوشمندانه از «مدیریت پشت میزنشینی» به «مدیریت در تراز میدان» بود. ‌ این حرکت فراتر […]

در جغرافیای مدیریتی، گاهی یک «میز» فراتر از یک وسیله اداری، به نمادی از یک گفتمان تبدیل می‌شود. اقدام اخیر استاندار ایلام در برپایی میز خدمت در دل تجمعات مردمی آن هم در پنجاهمین شب متوالی حضور پرشور شهروندان، گذاری هوشمندانه از «مدیریت پشت میزنشینی» به «مدیریت در تراز میدان» بود.

این حرکت فراتر از یک پاسخ‌گویی ساده، حامل سه پیام کلیدی است:
۱. تطبیق ساختار با متن جامعه: وقتی مردم ایلام ۵۰ شب را برای آرمان‌های ملی و منطقه‌ای در میدان می‌گذرانند، حضور عالی‌ترین مقام اجرایی استان در میان آن‌ها، نشان‌دهنده درک درست از «اولویت مردم» است.
۲. اعتبارسنجی سرمایه اجتماعی: آوردن خدمات دولتی به پیاده‌روهای شهر، بوروکراسی صلب را در برابر اراده‌ی حل مسئله، منعطف می‌کند و فاصله‌ی روانی میان حاکمیت و بدنه جامعه را به حداقل می‌رساند.
۳. الگوی حکمرانی نوین: ایلام با این حرکت نشان داد که «میز خدمت» نه یک تشریفاتِ اداری در ساعات مقرر، بلکه یک مأموریت سیار و همیشگی است که مکان و زمان آن را مطالبات مردم تعیین می‌کند.

حضور احمد کرمی و مدیران کل در این شبِ حماسی، ثابت کرد که اگر مردم پای کارِ نظام ایستاده‌اند، نظام اجرایی نیز با تمام توان، پایِ کارِ گره‌گشایی از مشکلات آن‌ها در سخت‌ترین شرایط و دوشادوش آن‌هاست.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده