دیشب پس از گذر از دوره بیماری، میانِ میدان ۲۲ بهمن ایلام، ریه‌هایم با هوایی تنفس کرد که بوی «مهران» می‌داد. آنجا، در ازدحامِ غیرت و شور، گرمایِ آشنایِ جاده‌هایِ اربعین را حس کردم؛ اما این بار، صحنه تماشایی‌تر بود. به جای سازه‌های چوبی و برزنتیِ موکب‌ها، این «انسان‌ها» بودند که هر کدام در […]

 

دیشب پس از گذر از دوره بیماری، میانِ میدان ۲۲ بهمن ایلام، ریه‌هایم با هوایی تنفس کرد که بوی «مهران» می‌داد. آنجا، در ازدحامِ غیرت و شور، گرمایِ آشنایِ جاده‌هایِ اربعین را حس کردم؛ اما این بار، صحنه تماشایی‌تر بود. به جای سازه‌های چوبی و برزنتیِ موکب‌ها، این «انسان‌ها» بودند که هر کدام در قامت یک زائر و خادم، «موکبِ غیرت» شده بودند.

سال‌ها بود که ایلام، به یُمنِ نگاهِ «رهبر شهیدمان»، پایتختِ خادمان سیدالشهدا لقب گرفته بود. او که خود متولیِ اصلی و میاندارِ بزرگِ جریان اربعین در ایران بود، پس از هر حماسه، با کلامِ گرمش از مردم و نیروهای مسلح قدردانی می‌کرد. اما امشب، قابِ تصویر عوض شده بود. کسی که عمری برای زائرانِ حسین (ع) پدری می‌کرد، حالا خود در جوارِ امامش آرمیده و مردمِ وفادارِ ایلام، ۳۲ شب است که برای او «اربعین» گرفته‌اند. این راهپیمایی‌های شبانه، دیگر تنها یک اعتراض یا تجمع نیست؛ این یک «پیاده‌رویِ نمادین» در امتدادِ همان جاده مهران است که هدفش تجدید بیعت با آرمان‌های علمدارِ انقلاب است.

رابطه میان مردم و جان‌برکفانِ مسلح، همان پیوندِ مومنانه‌ای بود که در مرزها می‌دیدیم؛ وحدتی که ریشه در خاکِ کربلا دارد. دیشب بانوان ایلامی با «روحیه زینبی»، کالسکه به دست و نوزاد در آغوش، ایستاده بودند تا به فرزندان خود بیاموزند که «موکب‌داری» فقط توزیع آب و نان نیست؛ گاهی باید با «حضور»، موکبِ دفاع از حریمِ ولایت را برپا کرد.

من، به عنوان فرزندِ یک پاسدار، در هر قدمی که برمی‌داشتم، سنگینیِ میراثِ پدرم را حس می‌کردم؛ میراثی به نام «غیرت برای وطن». این همان گوهری است که ایلام از هشت سال چادرنشینی در زیر بمباران‌ها به ارث برده است. اگر آن روزها زیر چادرها ماندیم و ایلام را رها نکردیم، امروز هر کدام از ما در این میدان، یک «خیمه دفاع» هستیم.

رهبر شهیدمان، جاده اربعین را به روی ما گشود و حالا ما با حضورِ بی‌وقفه خود، اجازه نخواهیم داد این مسیرِ عزت بسته شود. هر شبِ ما در این میدان، اربعینی است برای او که به ما آموخت زائرِ واقعیِ حسین (ع)، کسی است که در برابرِ ظلمِ زمانه، «ایستادگی» را مشق کند.

 

  • نویسنده : فرزانه محمودی