«شب بود و جادههای ایلام، شاهدانِ صلابت… اما این بار، چراغهای شهر نبودند که تاریکی را میشکافتند؛ این بار، نور از کف دستانِ زنانی میتابید که هویتشان را در قاب کوچک موبایلهایشان به رخ آسمان میکشیدند.
در شب سی و هفتم، وقتی دلتنگی برای «شهیدِ رهبر» با خشم علیه دشمن آمیخته شد، زنان کُرد و لُر ایلامی، خیابان را به میعادگاه غیرت بدل کردند. آنها با هر موبایلی که به سمت آسمان گرفتند، پیامی روشن به جهان مخابره کردند: «رهبر ما، قابِ چشمان ماست».
ترکیب آن چشمهای نافذ در پسِ شیشههای السیدی و مشتهای محکمی که رو به بدخواهان گره شده بود، تصویری ساخت که نه در تاریخ فراموش میشود و نه با هیچ تجاوزی لرزه بر اندامش میافتد. ایلام، امشب نه فقط یک شهر، که یک «آینه» بود؛ آینهای که تکثیرِ خورشید را در دستان لرزان اما استوارِ زنانش جشن میگرفت.»