ایلام، این استان چهار فصل با اکوسیستمی متنوع و جنگلهای بلوط زاگرس، سالهاست که در خط مقدم تهدید آتشسوزیهای تابستانه قرار گرفته است. آنچه در نگاه نخست صرفاً یک حادثه طبیعی تلقی میشود، در حقیقت نتیجه یک ترکیب پیچیده از تغییرات اقلیمی، خشکسالیهای متوالی، فشار انسانی و ضعف زیرساختهای مدیریتی است.
ریههای زاگرس در معرض خاموشی
جنگلهای زاگرس در ایلام، بهمثابه ریههای غرب ایران، نقشی حیاتی در تعدیل دما، جلوگیری از فرسایش خاک و مقابله با ریزگردها دارند. اما هر تابستان، با افزایش دما و وزش بادهای گرم، این ریهها به نفسنفس میافتند. آتش، تنها درختان را نمیسوزاند؛ بلکه چرخههای اکولوژیک، ذخایر ژنتیکی گیاهی و زیستگاههای گونههای نادر را نابود میکند. این خسارتها در چارچوب علمی منابع طبیعی، سرمایههای جبرانناپذیر ملی محسوب میشوند.
چالشهای مدیریت بحران در ایران
مدیریت بحران در عرصههای طبیعی کشور، بهویژه در استانهایی مانند ایلام، با چند چالش بنیادین روبهروست:
1. کمبود نیروی انسانی متخصص: در چارت سازمانی منابع طبیعی، جایگاه مشخص و کافی برای نیروهای آموزشدیده در حوزه اطفای حریق جنگل و مدیریت بحران تعریف نشده است.
2. فقدان تجهیزات مدرن: بالگردهای آبپاش، پهپادهای پایش و تانکرهای تخصصی، بهعنوان ابزارهای پایه در جهان، در ایران یا نایاباند یا بهطور مقطعی و ناکافی استفاده میشوند.
3. اتکای بیش از حد به نیروهای داوطلب: مشارکت مردمی یک ظرفیت ارزشمند است، اما فقدان آموزش و ابزار ایمنی موجب میشود این سرمایه اجتماعی با ریسک بالا مواجه گردد.
4. جزیرهای بودن مدیریت: تعدد نهادها (منابع طبیعی، محیط زیست، هلال احمر، نیروهای نظامی) بدون یک سیستم فرماندهی واحد، کارآمدی مدیریت بحران را کاهش داده است.
مقایسه تطبیقی با جهان
در ایالات متحده، سازمان خدمات جنگل (USFS) هزاران نیروی تخصصی دائمی برای مهار آتش در اختیار دارد که در کنار هواپیماها و پهپادهای پایش، آتش را در ساعات اولیه کنترل میکنند.
در استرالیا، مدل «مدیریت جامع خطر» از مرحله پیشگیری تا بازسازی پس از بحران اجرا میشود و جوامع محلی بهطور رسمی آموزش دیده و سازماندهی شدهاند.
در اروپا، کشورهای مستعد آتشسوزی مانند پرتغال و اسپانیا از سامانههای هشدار سریع ماهوارهای و ناوگان مشترک اتحادیه اروپا برای مقابله بهرهمند میشوند.
مسیر اصلاح در ایران
اگر بخواهیم از تجربه جهانی بهره بگیریم و آن را با شرایط ایران و ایلام تطبیق دهیم، چند اقدام فوری و راهبردی ضروری است:
بازنگری در چارت منابع انسانی منابع طبیعی: تعریف ردیفهای شغلی ویژه برای نیروهای متخصص اطفای حریق و مدیریت بحران جنگل.
ایجاد یگانهای واکنش سریع استانی: تیمهای آموزشدیده، مجهز به ابزار ایمن و هماهنگ با نهادهای ملی.
سرمایهگذاری در تجهیزات پایش و اطفا: از پهپادهای شناسایی و دوربینهای حرارتی تا هواگردهای آبپاش.
آموزش و فرهنگسازی عمومی: مردم محلی باید نهتنها بهعنوان داوطلب بلکه بهعنوان شریک راهبردی مدیریت بحران آموزش دیده و توانمند شوند.
آتشسوزیهای مکرر در ایلام صرفاً حادثهای گذرا نیستند؛ بلکه نشانهای از شکاف عمیق میان ارزش منابع طبیعی بهعنوان سرمایه حیاتی کشور و جایگاه آنها در ساختار مدیریتی ایران هستند. اگر این شکاف پر نشود، هر تابستان بخشی از ریههای زاگرس در آتش خاموش خواهد شد و آیندگان، ما را به چشم نسلی خواهند دید که میراث طبیعیاش را در برابر شعلههای بیامان بیدفاع گذاشت.


















