ارزیابی عملکرد مدیران در هر استان باید بر اساس شاخصهای واقعی و قابل سنجش صورت گیرد؛ اما در ایلام، آنچه دیده میشود بیشتر شبیه یک نمایش اداری است تا یک ارزیابی معتبر. گزارشهایی پر از آمار ناملموس و کلیشههای تکراری، در کنار امضاهایی که از رسانهها مطالبه میشود، گویی قرار است ناکارآمدی را بهعنوان خدمت معرفی کند.
این رویه نهتنها اعتبار رسانهها را زیر سؤال میبرد، بلکه روح عدالت را هم قربانی مصلحتسازیهای کوتاهمدت میکند. اگر رسانهها در تصمیمسازی کنار گذاشته میشوند، چگونه میتوانند بعداً با یک امضا، ضعفها را به نقطه قوت تبدیل کنند؟
آنچه شنیده میشود، نشان از تلاشهایی دارد که بیشتر به تثبیت منافع شخصی شباهت دارد تا دغدغه اصلاح مدیریتی. طبیعی است در چنین فضایی، فشارهایی برای جلب امضای رسانهها وارد شود؛ اما مسئولیت اصلی همچنان بر دوش مدیران رسانههاست. آنها باید بدانند که امضا، جایگزین حقیقت نمیشود و تاریخ، ضعفها را در حافظه خود ثبت خواهد کرد.
متأسفانه برخی اخبار حکایت دارد که حتی در سطح استان، تلاشهایی برای ارسال طومارهای امضاشده به مرکز در جریان است تا رضایت رسانهها از عملکرد مدیران القا شود. اینگونه رفتارها نهتنها کمکی به وجهه مدیریتی نمیکند، بلکه اعتماد عمومی را نیز بیش از پیش آسیبپذیر میسازد.
ماه پشت ابر نمیماند؛ شفافیت دیر یا زود خود را نشان خواهد داد. رسانهها اگر به رسالت واقعیشان وفادار باشند، هیچ طوماری نمیتواند آنها را از حقیقت جدا کند.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















