جنگ چهل‌روزه اخیر ثابت کرد که ادعای ترامپ مبنی بر نابودی زیرساخت‌های ایران و بازگرداندن ما به «عصر حجر»، خیالی خامی بیش نبود. دشمن نه تنها نتوانست یک وجب از خاک این مرز و بوم را تصاحب کند، بلکه در نهایت با اقتدارِ مثلث «میدان، دیپلماسی و حضور خیابانی مردم»، مجبور به پذیرش شکست و […]

جنگ چهل‌روزه اخیر ثابت کرد که ادعای ترامپ مبنی بر نابودی زیرساخت‌های ایران و بازگرداندن ما به «عصر حجر»، خیالی خامی بیش نبود. دشمن نه تنها نتوانست یک وجب از خاک این مرز و بوم را تصاحب کند، بلکه در نهایت با اقتدارِ مثلث «میدان، دیپلماسی و حضور خیابانی مردم»، مجبور به پذیرش شکست و ارائه آتش‌بسی یک‌طرفه شد. اما خطر اصلی هنوز رفع نشده است؛ دشمنی که در میدان نظامی شکست خورده، حالا از مسیری خطرناک‌تر وارد شده است: **تخلیه ذخایر استراتژیک اورانیوم ایران.**

**چرا خروج اورانیوم، یعنی بازگشت به عصر حجر؟**
ترامپ و تیم او به‌خوبی می‌دانند که با موشک نمی‌توان اراده این ملت را شکست، اما با «تهی‌سازی انرژی» می‌توان. در دنیای امروز، قدرت در دست کسی است که «انرژی پایدار» دارد. نفت، زغال‌سنگ و حتی گاز در حال تبدیل شدن به سوخت‌های دست‌دوم هستند. آینده‌ی اقتصاد، صنعت و حتی معیشت خانگی در گرو **«برق هسته‌ای»** است.

۱. **ثروت منحصر‌به‌فرد ایران:** برخلاف کشورهای حوزه خلیج‌فارس که تنها به نفت وابسته‌اند، ایران بر روی گنجینه‌ای به نام اورانیوم ایستاده است. این ماده، قلب تپنده پیشرفت در دهه‌های آینده است.
۲. **امنیت انرژی یا وابستگی ذلت‌بار؟:** اگر تحت عنوان «توافق» یا «امتیاز»، اورانیوم از کشور خارج شود و فعالیت‌های هسته‌ای تعطیل گردد، ایران عملاً به یک کشور مصرف‌کننده و وابسته تبدیل می‌شود. در آن روز، تامین برق و انرژی ما وابسته به اراده غرب خواهد بود و با نوسانات دلار نجومی، هزینه‌ی زندگی برای مردم غیرقابل تحمل خواهد شد. این یعنی همان «عصر حجر» مدنظر ترامپ؛ کشوری بدون زیرساخت انرژی مستقل.

**دیپلماسی، لبخند زدن به زورگویی نیست!**

  • نویسنده : عباس اکبری زاده