در ۹ اسفند، دشمن آمریکایی با غرور و توهم، آغاز عملیاتی را برای تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد؛ عملیاتی که بر پایه محاسبهای غلط، سقوط سریع ایران و پایان مقاومت را در چهار هفته وعده میداد. آنان گمان میکردند با شهادت رهبر معظم ایران، ستونهای این نظام فرو خواهد ریخت و کار را تمامشده میپنداشتند. اما امروز، در سیویکمین روز این جنگ تحمیلی، حقیقتی روشنتر از همیشه در برابر چشم جهان قرار دارد: ایران ایستاده است، مقاومت کرده است و ابتکار عمل را در دست دارد.
در این مدت، ایران نهتنها از پا ننشسته، بلکه با تعیین رهبری جدید، انسجام درونی خود را حفظ کرده و ضربههای سنگینی به دشمن وارد ساخته است. تنگه هرمز بسته شده، پایگاههای آمریکا در منطقه یکی پس از دیگری هدف قرار گرفتهاند و ملت ایران نیز در میدان نبرد نرم و مردمی، هر شب حضوری فعال و اثرگذار داشتهاند؛ حضوری که نشان میدهد این جنگ، فقط جنگ ارتشها نیست، بلکه میدان ارادهها، باورها و هویتهاست.
حامیان و منتقدان حاکمیت، با همه اختلافنظرها، در یک نقطه به وحدت رسیدهاند: نه مذاکره، نه عقبنشینی؛ بلکه دفاع تا پیروزی. این، صدای مشترک ملتی است که در برابر تجاوز، یکصدا شده است.
آمریکا که خود را ابرقدرت بلامنازع مینامید و از «پیروزی در چهار هفته» سخن میگفت، امروز در سیویکمین روز جنگ، در گرداب شکست و فرسایش گرفتار شده است. آنچه قرار بود عملیات «خشم حماسی» باشد، اکنون به نمادی از شکست راهبردی و تحقیر سیاسی بدل شده است. ایران، با تکیه بر ایمان مردم، قدرت نیروهای مسلح و ارادهای شکستناپذیر، نهتنها جنگ را ادامه میدهد، بلکه معادلات منطقه را نیز دگرگون کرده است.
امروز دیگر روشن است: این نبرد، صرفاً برای دفاع از خاک نیست؛ دفاع از عزت، استقلال و آینده یک ملت است. و در این میدان، ایران نه قربانی روایت دشمن، بلکه سازنده واقعیت تازهای در منطقه است؛ واقعیتی که از ظهور ایرانِ قدرتمند و اثرگذار در معادلات منطقهای خبر میدهد.
- نویسنده : عباس اکبری زاده

















