مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان ایلام در نشست تحلیل جنگ ۴۰روزه و نبرد در تنگه هرمز، با اشاره به حضور مردم ایران در دفاع از کشور، از آنچه «رکورد تاریخی» مردم در این جنگ عنوان کرد، سخن گفت؛ از بیش از ۲۰۰ شب حضور مردم در خیابان‌ها تا ایستادگی در برابر […]

مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان ایلام در نشست تحلیل جنگ ۴۰روزه و نبرد در تنگه هرمز، با اشاره به حضور مردم ایران در دفاع از کشور، از آنچه «رکورد تاریخی» مردم در این جنگ عنوان کرد، سخن گفت؛ از بیش از ۲۰۰ شب حضور مردم در خیابان‌ها تا ایستادگی در برابر دشمن و دور شدن تجهیزات آمریکایی از آسمان و دریای ایران.

او از مردمی گفت که در روزهای سخت جنگ، میدان را ترک نکردند و حضورشان در دفاع از کشور، به گفته او، یکی از جلوه‌های ماندگار این مقطع تاریخی بود. همچنین به خروج آمریکا از منطقه و جابه‌جایی تجهیزات و ادوات آمریکایی اشاره کرد و آن را بخشی از نتایج ایستادگی مردم و رزمندگان دانست.

سخنان مدیرکل که به پایان رسید، چند ویترین شیشه‌ای در گوشه محل برگزاری نشست توجهم را جلب کرد؛ ویترین‌هایی که بی‌صدا، بخشی از تاریخ جنگ را روایت می‌کردند.

داخل یکی از ویترین‌ها چند قبضه تفنگ و تعدادی فشنگ دیده می‌شد. کلاه‌خودی قدیمی، زنگ‌زده و گلوله‌خورده در کنار چند چراغ‌قوه قدیمی قرار داشت؛ وسایلی ساده و فرسوده که امروز شاید در نگاه اول چند شیء موزه‌ای بیش نباشند، اما زمانی بخشی از ابزار دفاع مردانی بوده‌اند که در سخت‌ترین روزها مقابل دشمن ایستادند.

چند قدم آن‌طرف‌تر، تصویر دیگری از تاریخ در ذهنم شکل گرفت؛ موزه دفاع مقدس ایلام و یادگارهای سال‌هایی که مردم این دیار با امکاناتی بسیار محدود، اما با اراده‌ای بزرگ، در برابر دشمن بعثی ایستادند.

آن تفنگ‌های زنگ‌زده، آن کلاه‌خود گلوله‌خورده و حتی چراغ‌قوه‌های قدیمی، شاید از نظر نظامی قابل قیاس با تجهیزات پیشرفته امروز نباشند؛ اما ارزش آن‌ها در چیز دیگری است: روایت اراده انسان‌هایی که با همین امکانات، اجازه ندادند دشمن از خاکشان عبور کند.

حالا سخنان مدیرکل درباره بیش از ۲۰۰ شب حضور مردم در دفاع از کشور، معنای دیگری پیدا می‌کرد. انگار میان آن ویترین‌های شیشه‌ای و خیابان‌هایی که مردم در شب‌های جنگ ۴۰روزه در آن حضور داشتند، یک رشته تاریخی کشیده شده بود؛ رشته‌ای که از سال‌های دفاع مقدس آغاز شده و به امروز رسیده است.

در آن لحظه، مقایسه میان آن تجهیزات قدیمی و ادوات پیشرفته‌ای که امروز در میدان نبرد به کار گرفته می‌شوند، بیش از هر چیز یک واقعیت را به ذهن می‌آورد: ابزار جنگ تغییر می‌کند، اما آنچه سرنوشت میدان را رقم می‌زند، فقط سلاح نیست؛ اراده‌ای است که پشت سلاح ایستاده است.

مردم ایران یک‌بار در سال‌های دفاع مقدس و بار دیگر در جنگ ۴۰روزه، به روایت این نشست، در دفاع از وطن به میدان آمدند. شاید از همین منظر بتوان حضور بیش از ۲۰۰ شب مردم را ادامه همان تاریخی دانست که در موزه‌ها، در میان تفنگ‌های زنگ‌زده و کلاه‌خودهای گلوله‌خورده، هنوز نفس می‌کشد.

و آن تفنگ زنگ‌زده، در سکوت ویترین، انگار حرفی برای گفتن دارد:

«به من نگاه کن؛ زنگ زده‌ام، اما هنوز هستم. هنوز می‌توانم روایت کنم که ما ایستادیم.»

روایتی از گذشته که هنوز تمام نشده است؛ روایتی از دفاع، ایستادگی و مردمی که هر نسل، آن را به شکل خود تکرار می‌کند.

هفته دفاع مقدس گرامی باد.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده