آخرین سحر، جادهای به سمت کربلا با چشمان پیاده
در سپهر اندیشهی عرفانی و ادبیات شیعی، اشک نه صرفاً تجلی احساس، که روایتی متعالی از معرفت و سلوک عاشقانهی انسان در مواجهه با حقیقت است. شبهای قدر، که در ژرفای تاریخ به مثابهی لحظات عروج روح و تجلی سرنوشت در لوح تقدیر رقم میخورند، به گونهای رازآلود با حقیقت اربعین و مسیر نجف تا کربلا پیوند خوردهاند.
چشمهای بارانی، نه تنها استعارهای از داغ و ماتم، بلکه مفهومی اگزیستانسیال از سیر انسان در مسیر حقیقت و مواجهه با ذات هستی است. این چشمها، در شبهای قدر، اشکهایی را به تقدیر میسپارند که در اربعین، بر گونههای زائران مسیر عشق خواهد نشست. از چاه نخلستانهای کوفه تا بینالحرمین، سیر اشکها همان سیر ارواح عاشقانهی بشریت است.
در عرفان اسلامی، اشک بهمثابهی رمز اتصال زمین و آسمان، آب حیات معرفت و نماد فنا در حق است. در شب قدر، که اوج تجلی امر قدسی در تقدیر عالم امکان است، این اشکها، نه فقط برای سوگ، بلکه برای انبثاق حقیقتی است که از “انا لله و انا الیه راجعون” نشئت میگیرد.
اشکهای شب قدر، در مسیر خود تا اربعین، نه تنها سلوک فردی، بلکه بازتاب یک حرکت تمدنی است؛ حرکتی که در آن نجف، نقطهی آغاز تفکر علوی و کربلا، بستر تجلی حقیقت حسینی میشود. در این میان، چشمهای بارانی، پیمانهای نانوشتهای را بر مهر نماز خونین کوفه و گلوی عطشان علیاصغر (ع) امضا میکنند؛ پیمانی که در شب بیستوسوم رمضان، به دستهای برافراشتهی زائران اربعین سپرده میشود.
هر سحرگاه رمضان، شبپیمایی علی (ع) در نخلستانهای کوفه، نوای تنهایی ولیّ خدا را در گوش تاریخ میریزد. اشکهایش، پیشدرآمد همان بارانی است که بر خاک تفتیدهی کربلا خواهد نشست. چاههای کوفه، اولین شاهدان این حقیقت بودند، و چشمان زائران اربعین، آخرین وارثان این راز.
چشمهای بارانی در شبهای قدر، همان چشمهاییاند که در مسیر نجف تا کربلا، باران اربعین را تکرار میکنند. این همان دایرهی بیپایان معرفت است که از “ضربت خوردن در محراب” تا “سر بر نی رفتن در کربلا”، از چاه کوفه تا رود فرات، از نالهی زینب تا ضجهی رقیه، در هستی جاری است.
و تو، زائر عاشق…
عاشقتر نشدی؟
با چشمانی پیاده، که جاده را نه با گامها، که با اشکهایش طی میکند، در سحرهای قدر، نیت کردی که این باران را در مسیر عشق، موکب به موکب، بر خاک بریزی؟
قطره اشکی که در زمین شرمنده میچکد، مانند زائری بیقرار، از نجف تا کربلا میدود، تا در سرزمین عشق، بر تربت سیدالشهدا (ع)، تمام وجودت را در یک واژه خلاصه کند:
” یا حسین(ع) …”
- نویسنده : فرزانه محمودی


















