«خون دادیم، غیرت دادیم، شما چه دادید؟ کره؟»

حادثه دردناک آتش‌سوزی در اسکله شهید رجایی بندرعباس، قلب ایران را به آتش کشید. این فاجعه، تنها یک سانحه نبود؛ پژواکی بود از رنج ملتی که در آزمون همبستگی، بار دیگر سرافراز بیرون آمد. صف‌های طولانی اهدای خون در سراسر کشور، حضور بی‌چشمداشت تعمیرکاران شریف برای ترمیم خودروهای آسیب‌دیده، رژه کامیون‌داران مریوان در اعلام همدردی، و جانفشانی آتش‌نشانان، امدادگران هلال احمر، خلبانان دلیر سپاه و تیم‌های ویژه دولت، تصویری از ایرانی را به جهان مخابره کرد که در لحظات بحران، نه تنها نمی‌شکند، بلکه چون پولادی آبدیده‌تر می‌شود.
در میانه این تجلی فداکاری و همدلی، آن‌سو اما چهره‌هایی پیدا شدند که به جای همدردی با ملت داغدار، کوشیدند بر زخم‌ها نمک بپاشند. چهره‌هایی چون علی دایی و برخی از منفعت‌طلبان سیاسی که به جای خاموش کردن شعله‌های اندوه، آتش نفرت را بر افروختند. در حالی که مردم سراسر ایران در حرمت داغ بندرعباس، جشن‌های ملی و محلی خود را لغو کرده بودند، برخی سلبریتی‌ها، تحلیلگران بی‌بصیرت و بازندگان سیاسی، با تحلیل‌های وارونه و فرافکنی‌های مغرضانه، ناخواسته در پازل دشمن بازی کردند.
علی دایی، اسطوره فوتبال ایران که این روزها عطش قدرت و ریاست بر فدراسیون فوتبال در دلش زبانه می‌کشد، با انتشار استوری‌هایی پرتناقض، کوشید از خون تازه قربانیان حادثه، نردبانی برای ارتقای شهرت و جاه‌طلبی خود بسازد. اما باید دانست که ملت ایران، مردمی هستند که درد را به غیرت بدل می‌کنند، نه به ابزار شهرت‌طلبی و منفعت‌جویی.
این ملت، وقتی به خون می‌اندیشند، صف‌های اهدای خون‌شان طولانی‌تر از صف طعنه و سیاه‌نمایی است. در بندرعباس، همان‌هایی که شاید برخی از آن‌ها در ناملایمات معیشتی رنج می‌برند، بی‌هیچ ادعایی، شانه به شانه ایستادند و خون خویش را بخشیدند، بی‌آنکه به فکر لایک و استوری باشند.
قلم نیز در چنین روزهایی، خونی می‌شود؛ اما نه برای کینه‌توزی، بلکه برای تاباندن نور شرافت بر تاریکخانه‌های وطن‌فروشان. نوجوانی که با دستانی لرزان خون اهدا می‌کند، میان‌سالی که درآمد اندک خود را وقف درمان حادثه‌دیدگان می‌کند، و آن امدادگری که بی‌نام و نشان جان بر کف می‌نهد، قهرمانان واقعی این سرزمین‌اند؛ نه آنان که در پشت پرده، بر طبل توخالی شهرت می‌کوبند.
آقای دایی و امثال او باید بدانند که امروز قلب‌های مردم، لایک قرمز نمی‌خواهند؛ امروز، قلب‌ها با لایک سیاه به احترام خون‌های ریخته شده، ماتم گرفته‌اند. در میدان انسانیت و وطن‌دوستی، شما در آفساید قرار گرفته‌اید. کاش به جای بهره‌برداری سیاسی، با مردم همصدا می‌شدید و تنها تسلیت می‌گفتید؛ چرا که ایران، این روزها بیش از هر زمان دیگری، به صداقت و همدردی نیاز دارد، نه به سوداگری بر ویرانه‌های دل‌های داغدیده.

بندرعباس می‌سوخت، مردم می‌گریستند، و برخی… کره می‌گرفتند؛ اما تاریخ این سرزمین، همواره با خون شهیدانش نوشته شده، نه با نان منفعت‌طلبان.
ما فراموش نمی‌کنیم چه کسانی در روزهای آتش و اندوه، دست در دست مردم بودند، و چه کسانی لبخند زدند بر خاکستر آرزوهای یک ملت.
در دفتر این حادثه، نام قهرمانان با خون نوشته شد و نام فرصت‌طلبان… با کره‌ای که در تب دود و فاجعه به دست آوردند.
ایران زنده است؛ بندرعباس زنده است؛ و آنانی که در روز مصیبت، بر زخم ملت نمک پاشیدند، در حافظه‌ی این مردم برای همیشه، «مرده‌های زنده» خواهند بود.

 

 

  • نویسنده : عباس اکبری زاده