ایلام نیازمند مدیرانی است که نه مرعوب فشار شوند و نه مرهون بدهبستانهای غیرشفاف. به قول دکتر پزشکیان، رئیسجمهور منتخب، در مواجهه با تهدید: «وقتی تهدید میکنی، من اصلاً نمیآیم با تو مذاکره کنم». این موضعگیری، امروز باید به الگوی مدیریتی بدل شود.
پیروزی شهید آیتالله دکتر ابراهیم رئیسی در انتخابات ۱۴۰۰، بازتابی از اراده عمومی برای بازگشت به گفتمان عدالتمحور و کارآمدی انقلابی بود. با این حال، در استان ایلام، جریان رقیب که خود را بازندهی میدان میدید، بهجای پذیرش قواعد بازی دموکراتیک، به مهندسی فضای سیاسی روی آورد.
تلاش سازمانیافتهای صورت گرفت تا حلقههای تصمیمسازی از بدنه انقلابی پالایش شود. درک نادرست از مفهوم «تفکیک ستاد از دولت» به ابزاری برای حذف نیروهای انقلابی بدل شد. دیدار با مسئولان اجرایی به تابو تبدیل شد و از دل فضای مسموم رسانهای، انگارههایی چون «پدرخواندهسازی» تولید و ترویج شد.
نکته قابلتأمل آنکه همان جریان اکنون، با چرخشی آشکار، از گفتمان پیروز در انتخابات چهاردهم تمکین نکرده و به جای مشارکت مسئولانه، به ابزارهای تهدید و فشار غیررسمی پناه برده است. تشکیل کانالهای شخصی و تهدید مستمر مدیریت اجرایی استان، مؤید آن است که منطق کنش آنان نه بر پایه مردمسالاری، بلکه بر محور سهمخواهی سیاسی و انحصارطلبی استوار است.
رفتارشناسی این جریان نشان میدهد که آنان بهدنبال ساختن «بوروکراسی مطیع» هستند؛ نه استاندار مقتدر. و این دقیقاً نقطهای است که میتواند مانع تحول اداری و مانایی گفتمان اصلاحات در استان شود.
در این شرایط، ایلام نیازمند مدیرانی است که نه مرعوب فشار شوند و نه مرهون بدهبستانهای غیرشفاف. به قول دکتر پزشکیان، رئیسجمهور منتخب، در مواجهه با تهدید: «وقتی تهدید میکنی، من اصلاً نمیآیم با تو مذاکره کنم هر غلطی میخواهی بکنی، بکن». این موضعگیری، امروز باید به الگوی مدیریتی بدل شود.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















