در جهانی که سوخت دیگر فقط منبع انرژی نیست، بلکه ابزار سلطه است، هر قرص اورانیوم غنی‌شده، یک گام به‌سوی رهایی است. آن‌چه امروز در چانه‌زنی‌های هسته‌ای جریان دارد، صرفاً مناقشه‌ای علمی یا فنی نیست؛ بلکه تلاشی است برای بازتعریف مفهوم استقلال در عصری که برق، گاز و نفت، سلاح‌های ژئوپلیتیک‌اند.

نقشه‌ی استعمار نو، نه با لشکرکشی، بلکه با کنترل “منابع حیاتی غیرقابل جایگزین” ترسیم می‌شود. آن‌چه امروز در بازار جهانی انرژی رخ می‌دهد، بازآفرینی همان استعمار کهن اما در جامه‌ای نو است: برق، گاز، آب و سوخت، اسلحه‌هایی‌اند در دست ساختار سلطه برای به زانو درآوردن اراده‌ی مستقل ملت‌ها.
وقتی ترامپ در روز تحلیف خود فریاد زد: «حفاری کن عزیزم، حفاری!» ـ این فقط یک شعار انتخاباتی نبود، بلکه رمزگشایی از راهبرد ژئوپلیتیک انرژی آمریکا بود: بازگشت به هژمونی سوخت‌های فسیلی برای حفظ بازار وابستگان.
آمریکا نه‌ از آن رو با انرژی هسته‌ای و خورشیدی مخالفت می‌کند که نگران محیط زیست یا ایمنی باشد؛ بلکه از آن می‌هراسد که ملت‌ها از وابستگی به بنزین و گاز غرب، رهایی یابند. این همان گسل اصلی است میان انرژی مولّد و انرژی مستعمره‌ساز.
قرص هسته‌ای – محصول نهایی چرخه‌ی سوخت در راکتورهای قدرت – نه فقط یک حامل انرژی، که یک بیانیه‌ی استقلال است. هر قرص اورانیوم غنی‌شده، معادل صدها لیتر نفت، صدها مترمکعب گاز و صدها کیلوگرم زغال‌سنگ است. و از آن مهم‌تر، حامل پیام آن است که: «می‌توان زیست بی‌آن‌که از جیبِ امپراتوری سوخت بخری.»
وقتی کشوری چون ایران بر فناوری چرخه‌ی کامل سوخت هسته‌ای مسلط شود، تنها برق تولید نمی‌کند؛ بلکه مفهوم وابستگی را در معادلات بین‌المللی به چالش می‌کشد. برق هسته‌ای یعنی برق بی‌تحریم، بی‌سوئیفت، بی‌گاز قطع‌شده در زمستان.
غرب با انرژی هسته‌ای مخالفت نمی‌کند؛ با توانمندی مستقل کشورهای غیرغربی در مالکیت آن مخالف است.
از این منظر، پروژه‌ی تحریم و برجام و فشارهای شورای امنیت، نه‌ صرفاً مسئله‌ای فنی، بلکه طراحی مهندسی‌شده‌ای است برای جلوگیری از خودبسندگی کشورهایی که باید مصرف‌کننده باقی بمانند.
امروز همان‌گونه که نفت در قرن بیستم، ستون فقرات استعمار بود، در قرن بیست‌ویکم این “انرژی پیشرفته” است که میدان کارزار سلطه و مقاومت را تعریف می‌کند. آمریکا از معاهده‌ی آب‌و‌هوایی پاریس خارج شد، چون باید راه حفاری‌ها و فروش نفت خود را باز نگه می‌داشت. باید بازار آسیا و آفریقا تشنه می‌ماند. باید ایران برق خود را وارد می‌کرد، نه از دل خاک خود می‌جوشاند.
حق هسته‌ای، نه فقط حق دانشمند و تکنسین، بلکه حق دهقان، کارگر، معلم، و مادر خانه‌دار است؛ حق روشنایی بی‌واسطه، حق گرمای مستقل، حق توسعه‌ی بومی.
و در این نبردِ پنهان اما تمام‌عیار، قرص هسته‌ای، مهم‌ترین گلوله‌ای‌ست که در قبضه‌ی عقلانیت بومی بار می‌شود.

 

  • نویسنده : عباس اکبری زاده