در فضای پرسرعت سیاست و رسانه، گاهی آرامرفتن فضیلت است، اما گاهی ایستادن در سکوت، فقط «جا ماندن» است.
در یادداشتی با عنوان «بینطق غرا، پُراثر در اجرا»، از فتحالله حسینی به عنوان الگویی از کنش بیهیاهو یاد شده و تلویحاً نمایندگان سخنور ایلام به «قهرمانان میکروفون» تشبیه شدهاند. اما آیا سیاست، صرفاً میدان فعل بدون صدا است؟ یا گاه لازم است صدای مردم از تریبون، بلندتر از طبل بیعملی مدیران شنیده شود؟
در عصر مهندسی توجه، آنکه دیده و شنیده میشود، بیش از آنکه صرفاً کار کرده باشد، «جهت توجه» را تغییر داده است. در سیاست امروز، فقط کنش نیست که اثر دارد؛ بلکه جلب توجه افکار عمومی، بازتعریف اولویتها و مهار بازی رسانهای رقبا نیز بخشی از میدان نبرد است.
واقعیت میدان این است: منطقه آزاد، نه صرفاً با امضای یک وزیر و حضور یک ماشین در قاب دوربین شکل میگیرد، و نه با سکوتی که در پستوهای اداری خاک میخورد. منطقه آزاد، حاصل گفتمانسازی ملی، دیپلماسی پارلمانی، فشار رسانهای، و پافشاری بر دستورکارهای ناتمام است.
اگر مهران هنوز در گردونه تصویبنامهها و بروکراسی مانده، مقصر را نباید در نُطقهای مطالبهگرانه جست، بلکه باید نگاهی به تعارضات منافع منطقهای، سکوت دولتها، و مقاومت پنهان لابیهای سیاسی انداخت. در این میدان، نمایندهای که «بلند سخن میگوید»، لزوماً تهیدست نیست؛ شاید دارد در اتاقهای دربستهی تصمیمسازی، راهی برای شنیدهشدن مهران باز میکند.
فتحالله حسینی مؤثر بوده؟ بیتردید. اما نمایندهای که فریاد زده، هم شنیده شده، هم شنوانده ساخته است. سیاست، نه دوگانهی «سکوت یا صدا»، بلکه مثلثیست میان نطق، نفوذ و نتیجه.
و در این میان، مهندسی توجه، همان قدرتیست که میتواند یک شهر مرزی را از حاشیه بیرون بکشد و به مسئلهی ملی تبدیل کند.
و مهران، هنوز بر لبه این مثلث ایستاده.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















