در بحبوحه جنگ ترکیبی، رسانه ملی ـ که باید سنگر پیشبرنده امنیت روانی و وحدت ملی باشد ـ این روزها در معرض نفوذی آرام، پیچیده و چندلایه قرار گرفته است. مدتی است جریانهایی مشکوک، با شعار آزادی بیان، به صدا و سیما تاخته و تلاش دارند چهرههایی مسئلهدار و آزمونپسنداده را به عنوان کارشناس وارد ساختار تحلیلگری آن کنند. اما در این میان، آنچه خطرناکتر از این نفوذ است، غفلت برخی بدنههای مدیریتی در تمییز میان «نقد دلسوزانه» و «نفوذ هدایتشده» است.
فتنه ۸۸، نقطه عطفی بود در پروژه دوقطبیسازی ایران. آن روزها، توهین به مقامات ارشد نظام از جمله رئیسجمهور، بهطرزی نگرانکننده عادیسازی شد. در این پروژه، رئیسجمهور وقت را ابتدا با شعارهایی مانند «معجزه هزاره سوم» به آسمان بردند و سپس رئیسجمهور بعدی را با تقطیع سخنانش، بیهیچ سندی، هدف اتهامات ناجوانمردانه قرار دادند. در ادامه، سال ۱۴۰۰ شاهد اوج بیاخلاقی بودیم: رئیسجمهور مستقر را «ششکلاسه» خواندند و بیپروا از تریبونها، خواستار ترور رئیسجمهور منتخب شدند؛ فاجعهای رسانهای که اگر در هر کشور دیگری رخ میداد، پاسخ امنیتی قاطعی بهدنبال داشت.
خوشبختانه دستگاه قضایی در اقدامی بهموقع، برای برخی افراد از جمله عضو شورای شهر رشت و مصطفی کواکبیان، به دلیل تشویش اذهان عمومی و عبور از خطوط قرمز امنیت روانی جامعه، پرونده تشکیل داد. اما این کافی نیست؛ شبکهای منسجم از عناصر دوقطبیساز، که مأموریت دارند پروژه «تحلیلگری نفوذی» را در رسانه ملی پیاده کنند، نیازمند شناسایی و انهدام سازمانیافته است.
رسانه ملی باید بداند که امروز تصمیم برای دعوت از یک کارشناس، بخشی از یک پازل امنیتی است. فضای مجازی بیضابطه و افسارگسیخته، تحت کنترل لایههای مختلف جاسوسی مانند موساد، CIA و MI6، بهصورت روزانه در حال مهندسی افکار عمومی است. با بهرهگیری از رباتهای هوشمند و اکانتهای جعلی، موج تخریبهای سازمانیافته علیه صدا و سیما به راه میافتد. اگر رسانه ملی از این امواج تأثیر بپذیرد، عملاً به درگاه نفوذ نرم بدل خواهد شد.
بدیهی است که مردودشدگان فتنههای ۷۸، ۸۸، ۹۸ و ۱۴۰۱ نه تنها صلاحیت تحلیل مسائل روز را ندارند، بلکه بسیاری از آنان خود بخشی از مسئله هستند، نه راهحل. در نقطه مقابل، افراطینمایان انقلابی که از مرز تعقل و انصاف عبور کردهاند نیز نباید فرصت تریبونسازی بیابند.
صدا و سیما باید میدان را به نخبگان واقعی، نیروهای معتدل انقلابی، و کارشناسانی بسپارد که منافع ملی را بر مصالح جناحی مقدم میدانند. امروز، رسانه ملی باید از مرزهای رسانهای دفاع کند، نه اینکه آن را به دست تحلیلگرانی بسپارد که در خدمت پروژههای نفوذیاند.
در شرایطی که دشمن، جنگ شناختی را جایگزین تانک و گلوله کرده، سنگر صدا و سیما باید محکمتر، دقیقتر و مردمیتر از همیشه باشد.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















