از جنوبترین جغرافیای عراق، جایی که خشکی به دریا میرسد و نمکِ آبهای خلیج فارس با خاکِ داغِ رأسالبیشه درهم میآمیزد، قافلهای برخاسته است؛ قافلهای که از جنس خاک نیست، بلکه از جنس اشتیاق است؛ اشتیاقی که نه به مکان بند است و نه به زمان، بلکه در بطنِ هویتی جاری است که قرنهاست در فرهنگِ شیعی تنیده شده است: حبّ الحسین (ع).
اینجا، فاو است؛ شهری دریایی، اما نه منزوی در انزوای ساحل، بلکه پیوند خورده با موجهای بزرگ تمدن. مردمانش، خادمانِ عشقاند؛ دلهایشان بر عرشهی معرفت کوک شده و پاروهایشان با ذکر «یا حسین (ع)» بر آب کوبیده میشود. اربعین امسال، فاو موکب میشود؛ اما نه بر خشکی، که در دلِ آب. موکبی که بر موجها میلغزد و بر جانها مینشیند.
زائران فاو، نخستین کاروانیان پیادهروی اربعیناند. حدود بیست روز پیش از اربعین، حرکت خود را از رأسالبیشه آغاز میکنند؛ از نقطهی اتصال دریا با خاک، از جایی که خشکی به سجده میافتد و دریا لبیکگویان طوفان میشود. شعارشان این است: «من البحر إلى النهر»؛ از آبهای خلیج، تا نهر علقمه، جایی که سقای کربلا آخرین جرعه را بر زمین ریخت و وفاداری را به زبانِ بیزبانِ تشنگی نوشت.
اینجا، هر موج، آیهایست در تفسیر دلدادگی.
هر قطره آب، نشانیست از اشکهای زینب (س) .
و هر خادم، مشکیست که دوباره از فرات لبریز شده،
تا زائرات را پیش از رسیدن به سرزمین عطش، سیراب کند.
این مسیر، فقط یک پیادهروی نیست؛ تجلی تاریخی و اسطورهای یک تمدن است. راهپیمایی فاو به کربلا، بازخوانی یکی از کهنترین موتیفهای تشیع است: سفر از ظلمت به نور، از ساحل به ساحات. هر گام این مسیر، تداعیگر هجرت حسینی است و هر موج، یادآور طوفانی است که یزید را از تختِ تاریخ به زیر کشید و کربلا را به قبلهی آزادگان بدل کرد.
در این میان، طبیعت نیز به تمکین آمده است؛ گرمای سوزان تابستان عراق، که گویی در آن داغِ عاشورا حلول کرده، نه تنها مانع زائران نیست، بلکه خود، آینهی شکیبایی و اشتیاق است. خادمان دریا، موکبهایی موجوار برپا کردهاند؛ با دستهایی پینهبسته، لیوانهایی پر از آبِ خلیج، و قلبهایی تپنده در ریتمِ “لبیک یا حسین(ع) “.
و اینچنین است که موکب دریایی، نماد پیوند میان آب و خون، زمین و آسمان، ساحل و ساحت میشود. انگار تاریخِ کربلا دوباره بازنویسی میشود، اما این بار نه فقط بر خاک، که بر امواج. موجهایی که میدانند راه کربلا، راه نجات است؛
و صدایی از ژرفای آب نجوا میکند:
هر که دل به دریا زد، رهایی یافت…
و هر که پای در این راه نهاد، نجات را یافت.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















