خبرنگارانی که در اوج حملات، به جای فرار، به میدان آمدند. دوربین‌ها را روشن کردند، روایت‌ها را ساختند و به جهان گفتند: ایران تنها نیست. ۱۷ مرداد، روز این انسان‌های بی‌سایه است.

در هر نبردی، آن‌چه خط مقدم را از پس‌زمینه تفکیک می‌کند، نه صرفاً فاصله جغرافیا، بلکه عمق مسئولیت است. در جنگ دوازده‌روزه‌ای که طی آن رژیم صهیونیستی با حملات مستقیم پهپادی و موشکی، حاکمیت ملی ایران را هدف گرفت، «رسانه» نه تماشاگر که بازیگر اول میدان شد؛ نه حاشیه‌نشین که ستون اصلی جبهه دفاع.
در شرایطی که هنوز آژیرهای هشدار امنیتی خاموش نشده بودند، خبرنگاران، عکاسان، تحلیل‌گران، مجریان و حتی ادمین‌های رسانه‌های محلی و مجازی، بی‌هیچ دستورالعمل ابلاغ‌شده‌ای، وارد صحنه شدند. این ورود، نه از جنس پوشش بحران که از جنس مشارکت در دفاع ملی بود. واژه‌ها سلاح شدند، تیترها خاکریز، و تصاویر منتشرشده، ردیف آتش توپخانه‌ای که افکار عمومی داخلی و بین‌المللی را از اسارت عملیات روانی دشمن بیرون کشید.
فضای رسانه‌ای ایران در این دوازده روز، نمایی کم‌نظیر از هم‌صفی طیف‌های مختلف رسانه‌ای بود. رسانه‌های اصولگرا، اصلاح‌طلب، بومی، ملی، رسمی و شهروندی، بدون نیاز به اجماع‌سازی صوری، به یک اجماع غریزی ملی رسیدند: دفاع از ایران، دفاع از عزت.
نکته مهم‌تر، شکل‌گیری یک روایت ملی مشترک بود؛ روایتی که در آن، از دختر بی‌حجابِ حامی وطن تا خبرنگار میدانی در خط مقدم، از مجری صداوسیما تا تحلیل‌گر منتقد نظام، همه بر یک اصل پافشاری کردند: ایران، خط قرمز مشترک ماست.
این پدیده، صرفاً یک واکنش عاطفی نبود، بلکه یک نقطه عطف در بازتعریف نقش رسانه‌ها به‌مثابه بخشی از توان بازدارندگی ملی بود. در حالی‌که دشمن می‌کوشید با انتشار تصاویر شهادت کودکان و تخریب مناطق غیرنظامی، جامعه ایران را دچار اضطراب و چندصدایی کند، رسانه‌های ایرانی با انتشار هدفمند تصاویر مقاومت، خون‌نگاریِ غرور و روایت‌های انسجام‌بخش، هژمونی روایت را از چنگ تجاوز بیرون کشیدند.
و اکنون، در آستانه روز خبرنگار، زمان بازخوانی این تجربه است. رسانه‌ای که در روز تهدید، ستون دفاع شد، در روز آرامش نباید با نگاه ابزاری، امنیتی و یک‌بارمصرف نگریسته شود.
رسانه، شریک توسعه ملی و ضامن انسجام اجتماعی‌ست؛ مشروط بر آن‌که حاکمیت به جای مهار، با او مکالمه مؤثر برقرار کند و به جای استفاده تبلیغاتی، از او تجربه‌برداری اجرایی کند.
خبرنگار، تنها بازتاب‌دهنده رویدادها نیست؛ تحلیل‌گر روندها و هشداردهنده زودهنگام بحران‌هاست. اگر در روز خطر، سخن خبرنگار، آرام‌بخش ملی بود، در روز اداره کشور نیز باید حرفش شنیده شود.
نگاه نمایشی به رسانه، خیانت به سرمایه اجتماعی کشور است.
روز خبرنگار، فرصت بازتعریف رابطه رسانه و حکومت است؛
فرصتی برای احترام به صدای مستقل، برای پذیرش نقد، و برای اعتماد به بازوی آگاهی‌بخش کشور.
درود بر رسانه‌ای که جان داد تا ایران زنده بماند.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده