در شهرک اسلامیه مهران، موکب ایل کبیر ملکشاهی برپا است؛ جایی که لباس‌های ساده و محلی روایت‌گر داستان مردانی است که دیروز با جان و دل، از خاک وطن دفاع کردند و امروز با دست‌های خالی اما اراده‌ای پولادین، پذیرای زائران عاشق کربلا هستند.

در امتداد جاده مهران، در شهرک اسلامیه، موکبی برپا شده که هرچند در ظاهر ساده است، اما در ذات خود، روایت‌گر تاریخی سترگ از ایستادگی و فرهنگ خدمت ایلی است. اینجا، ایل کبیر ملکشاهی با همان اصالت دیرینه، در قامت خادمان اربعین، بار دیگر به میدان آمده است؛ همان مردان و زنانی که در دهه شصت، لباس خاکی و پوتین‌های گل‌آلودشان دیوار دفاع از ایران شد، امروز با جامه‌های محلی و بی‌آلایش، سنگر خدمت را برپا کرده‌اند.
هیچ تجملی در این موکب نیست؛ نه سازه‌های پرزرق‌وبرق، نه سفره‌های پرخرج. دارایی‌شان، همان سادگی و بی‌پیرایگی ایل است؛ دست‌هایی که در جنگ، اسلحه و قمقمه آب را به خط مقدم می‌بردند، امروز بطری‌های آب معدنی و شلنگ خنک‌کننده را به دست زائران تشنه می‌رسانند. ذکر “یا ابوالفضل علمدار کربلا” که در روزهای محاصره فاو و مهران از سنگرها برمی‌خاست، اکنون در میان صف‌های طولانی زائران تکرار می‌شود.
این موکب بیش از آنکه یک ایستگاه پذیرایی باشد، یک قاب زنده از پیوند نسل‌هاست؛ جایی که خاطره جنگ و فرهنگ اربعین در یک نقطه تلاقی می‌کند. در آن، می‌توان فهمید که چرا ساده‌ترین خیمه‌ها، گاهی از مجلل‌ترین سازه‌ها اثرگذارترند. اینجا سادگی، زبان مقاومت است و بی‌آلایشی، پرچم شرافت.
شاید به همین دلیل، بسیاری از زائران مسیر اربعین، وقتی از این موکب عبور می‌کنند، به یاد جبهه‌ها و روزهایی می‌افتند که مردمان همین دیار، با کمترین امکانات، بزرگ‌ترین حماسه‌ها را رقم زدند. امروز نیز در جاده کربلا، همان روحیه، همان اخلاص، و همان بی‌ادعایی، بار دیگر در قامت موکب ایل ملکشاهی، خود را به تاریخ ثبت می‌کند.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده