دونالد ترامپ در آستانه دیدار با ولودیمیر زلنسکی بار دیگر از «پایان جنگ» سخن گفت و شرط آن را عدم پیوستن اوکراین به ناتو و چشمپوشی از بازپسگیری کریمه دانست. این سخنان در ظاهر رنگ و بوی صلح دارد، اما در واقعیت چیزی جز تحمیل شکست به کییف و تثبیت دستاوردهای روسیه نیست.
ترامپ صلح را به گونهای بازنمایی میکند که گویی تنها راه نجات اوکراین تسلیم شدن است. این مدل از صلح نه بر پایه حقوق بینالملل و اصل تمامیت ارضی، بلکه بر اساس منطق معامله و واگذاری بنا شده است. اوکراین باید بخشی از خاک خود را فراموش کند، از حق عضویت در ناتو بگذرد و در معادلات جهانی به بازیگری منفعل تبدیل شود.
این تصویر بیش از آنکه «حمایت از اوکراین» باشد، نوعی تثبیت وضع موجود به نفع روسیه است. چنین الگویی، استقلال اوکراین را بهشدت مخدوش میکند و آن را از یک بازیگر فعال منطقهای و جهانی به مصرفکننده تصمیمات قدرتهای بزرگ تقلیل میدهد.
نمونه تاریخی چنین قراردادهایی در حافظه جمعی ما وجود دارد: ترکمانچای. قراردادی که به نام صلح و پایان جنگ بسته شد، اما معنایش چیزی جز از دست دادن خاک، استقلال و عزت ملی نبود. امروز نیز ترامپ همان منطق را در قالبی مدرن بازتولید میکند؛ صلحی که هزینهاش را تنها اوکراین باید بپردازد.
از این منظر، گفتمان صلح ترامپ نه تضمین امنیت اوکراین و اروپا، بلکه عادیسازی تجاوز و پاداش دادن به جنگطلبی روسیه است. چنین صلحی اگرچه ممکن است به توقف موقت درگیریها بینجامد، اما در بلندمدت به معنای بیثباتی بیشتر و باز شدن دست قدرتهای بزرگ برای بازتولید جنگهای مشابه خواهد بود.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















