در حالی‌که سبد مصرفی خانوار در استان‌های برخوردار متنوع است، در ایلام همه‌چیز به چند قلم خوراکی حیاتی خلاصه می‌شود. همین عدسی بزرگ‌نمایی مصرفی سبب شده افزایش قیمت گوشت یا روغن، شاخص تورم استان را جهشی نشان دهد.

تناقضی به نام تورم ایلام

ایلام، کوچک‌ترین استان ایران با کمترین جمعیت، سال‌هاست در صدر جدول تورم ملی قرار دارد. این واقعیت برای بسیاری از ناظران اقتصادی یک تناقض آماری و اجتماعی به‌نظر می‌رسد: استانی که به‌لحاظ جمعیت، قدرت خرید و اندازه بازار کوچک است، چرا باید تورم بالاتری از استان‌های پرجمعیت و صنعتی تجربه کند؟ پاسخ را باید در ساختار معیشتی، جغرافیای اقتصادی و چرخه معیوب توزیع کالا جست‌وجو کرد.

سبد مصرفی شکننده؛ وقتی همه‌چیز به یازده قلم کالا خلاصه می‌شود

در استان‌های برخوردار، سبد مصرفی خانوار متنوع است؛ از کالاهای لوکس گرفته تا خدمات آموزشی، فرهنگی و تفریحی. اما در ایلام، به دلیل درآمد پایین و سهم بالای اشتغال در بخش خدمات خرد، بخش عمده هزینه خانوار صرف یازده قلم کالای اساسی غذایی می‌شود.
این تمرکز مصرفی، مانند یک عدسی بزرگ‌نمایی عمل می‌کند؛ هر تغییر جزئی در قیمت نان، برنج، روغن یا گوشت، نرخ تورم ایلام را جهشی نشان می‌دهد، در حالی‌که در دیگر استان‌ها همین تغییر در میان ده‌ها قلم دیگر پخش می‌شود و اثر کمتری دارد.
اقتصاد وابسته؛ ایلام مصرف‌کننده‌ای بدون سپر تولیدی

ایلام فاقد صنایع مادر و کارخانه‌های بزرگ فرآوری مواد غذایی است. نبود این سپر تولیدی، استان را به مصرف‌کننده‌ای صرف بدل کرده که وابستگی کامل به بازارهای بیرونی دارد.
در چنین شرایطی، کوچک‌ترین شوک قیمتی در تهران، اصفهان یا خوزستان، در مسیر انتقال با ضریب افزایشی وارد ایلام می‌شود. به بیان دیگر، ایلام نه تنها تولیدکننده نیست، بلکه در زنجیره توزیع هم موقعیتی ضعیف دارد و همین ضعف، تورم وارداتی را تشدید می‌کند.
دلالی سازمان‌یافته؛ کشاورز بازنده، مصرف‌کننده قربانی
کشاورزی ایلام ظرفیت بالایی دارد؛ از دامداری گرفته تا تولید دانه‌های روغنی و غلات. اما حلقه‌های واسطه‌ای و شبکه‌های موسوم به مافیای خرید محصولات کشاورزی، با خرید یکجای محصولات و قیمت‌گذاری دلخواه، هم کشاورز را از سود واقعی محروم می‌کنند و هم مصرف‌کننده را مجبور به خرید گران‌تر.
این چرخه انحصاری، مصداقی از بازار غیررقابتی و ناکارآمد است که سال‌هاست تورم را در ایلام مزمن کرده است.
جغرافیای پرهزینه؛ کوهستان، مرز و باربری سنگین
ایلام به دلیل موقعیت مرزی و کوهستانی، هزینه‌های حمل‌ونقل بالایی دارد. فاصله زیاد از بنادر و مراکز اصلی توزیع، بهای نهایی کالا را افزایش می‌دهد. وقتی هزینه باربری به قیمت کالا افزوده می‌شود، ایلامی‌ها عملاً برای همان کالاهایی که تهرانی یا اصفهانی مصرف می‌کنند، بهای بیشتری پرداخت می‌کنند.
بازار کوچک، رقابت محدود
بازار مصرف در ایلام کوچک است و تنوع کالا اندک. این محدودیت، فرصت رقابت سالم را از میان می‌برد. فروشندگان با آگاهی از نبود جایگزین، قیمت‌های بالاتری مطالبه می‌کنند و مشتری نیز ناچار به پذیرش است. در چنین فضایی، تورم نه یک رویداد گذرا، بلکه یک وضعیت ساختاری می‌شود.
تورم به‌مثابه یک مسئله اجتماعی
تورم بالای ایلام تنها یک شاخص اقتصادی نیست، بلکه نشانه‌ای از شکنندگی معیشت و آسیب‌پذیری اجتماعی در یکی از محروم‌ترین استان‌های کشور است.
ترکیب درآمد پایین، سبد مصرفی محدود (یازده قلم کالا در برابر صد قلم محاسباتی)، وابستگی به بیرون، انحصار واسطه‌ها، هزینه حمل‌ونقل و ضعف بازار رقابتی، یک ساختار ناعادلانه ایجاد کرده است؛ ساختاری که سبب می‌شود کوچک‌ترین استان کشور، سنگین‌ترین بار تورم را بر دوش بکشد.

راهکار نیز تنها در کنترل مقطعی قیمت‌ها نیست، بلکه نیازمند سرمایه‌گذاری در صنایع بومی، توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل، حمایت از تولید محلی و اصلاح نظام توزیع است. تنها در این صورت می‌توان ایلام را از این چرخه معیوب خارج و معیشت مردم آن را به ثبات رساند.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده