در روزگاری که شبکه‌های اجتماعی، شادی را به «نمایش» و خاطره را به «محتوا» تبدیل کرده‌اند، حسین صفامنش با موضعی فرهنگی از مردم خواسته است آیین‌های شادی را در محدوده حرمت خانواده نگه دارند. این سخن او، پژواکی از دغدغه اصالت فرهنگی در برابر هیاهوی زمانه است.

در روزگار انفجار تصویر و رسانه، مرز میان شادی و نمایش، میان اصالت و تقلید، هر روز باریک‌تر می‌شود. موسیقی، لباس، و آیین‌های اقوام ایرانی ـ به‌ویژه در میان کُردها ـ از دیرباز حامل نجابت، شکوه و شور زندگی بوده‌اند. اما در سال‌های اخیر، بخشی از این میراث در میان موجی از نمایش‌های مجازی و رفتارهای تقلیدی گرفتار شده است؛ جایی که شادی خانوادگی، ناخواسته، به «محتوا» بدل می‌شود و فرهنگ اصیل، قربانی هیاهوی شبکه‌های اجتماعی.

در چنین فضایی، حسین صفامنش، خواننده محبوب و ریشه‌دار کُرد، با صدایی آرام اما قاطع، از مردم خواسته است به حریم خصوصی آیین‌های شادمانی بازگردند. او تأکید کرده که جشن‌ها، از عروسی و تولد گرفته تا گردهمایی‌های قومی، باید در مدار حرمت، خانواده و فرهنگ بمانند؛ نه در ویترین فضای مجازی. صفامنش از مردم خواسته تا تصاویر و فیلم‌های خانوادگی را، که بخشی از حریم عاطفی و فرهنگی‌شان است، از دسترس نگاه‌های بیگانه دور نگه دارند.

این سخن، نه دعوت به سکوت و انزوا، بلکه تلاشی برای بازگرداندن وقار فرهنگی به شادی‌هاست. او به یادمان می‌آورد که شادی در فرهنگ کُردی همیشه وجود داشته؛ از نوروز تا مراسم عروسی، از رقص‌های گروهی تا نغمه‌های کهن. اما این شادی همواره در چارچوبی از ادب، حرمت و معنویت جاری بوده است. امروز، گاه این چارچوب‌ها زیر فشار مدگرایی و فضای نمایشی شبکه‌ها ترک برمی‌دارند.

چند ماه پیش، میلاد غلامی، خواننده ایلامی، نیز نسبت به تغییر پوشش و رفتارهایی که با اصالت فرهنگی فاصله دارند هشدار داده بود. هشدارهایی از جنس دغدغه؛ نه تحمیل. زیرا در پس این نقدها، صدای نسلی از هنرمندان برمی‌خیزد که می‌خواهند میان شادی و شأن فرهنگی آشتی برقرار کنند.

آنچه صفامنش می‌گوید، تنها یک توصیه اخلاقی نیست؛ بلکه نوعی دعوت به بازتعریف شادی در عصر رسانه است: شادی‌ای که ریشه در خاک دارد، نه در فیلترها. امروز شاید زمان آن رسیده باشد که بزرگان، هنرمندان و نخبگان اقوام، از کُرد و لُر گرفته تا لَک و عرب، دست در دست هم دهند و با هم‌فکری، حدود فرهنگی جشن‌ها را روشن‌تر کنند؛ تا شادی بماند، اما اصالت نسوزد.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده