روز انتصاب مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایلام، اتاقها پر بود از تعارفات اداری، پیامهای تبریک و توصیفهای پرطمطراق از «تحول مدیریتی» و «آغاز عصر جدید در حوزه کار». اما امروز، دادههای خود دستگاه، زبان دیگری دارد:
طبق پاسخ رسمی بازرس اداره کار که در گفتگوی اختصاصی با رسانه «آوای غرب» منتشر شد، حتی یک خودروی اختصاصی برای نظارت میدانی ایمنی در اختیار بازرسان وجود ندارد. این فاصله، دقیقاً همان جایی است که ایمنی کار در ایلام سقوط میکند؛ نه از داربست، از مدیریت.
در منطق مدیریت ایمنی، ابزار نظارت و حضور میدانی «پیشنیاز» است، نه «مرحلهی بعد از حادثه». وقتی دستگاه متولی برای بازرسانش ابزار اولیه کنترل را فراهم نکرده، به معنای روشن، ایمنی از روز اول از دستورکار واقعی اداره کل خارج شده و در سطح سخنرانی، جلسه و مکاتبه باقی مانده است.
نقد رسانهای آوای غرب دقیقاً همین گسل را برجسته کرد:
سالهاست در تریبونها از «عزت کارگر» و «اصلاح ایمنی» گفته میشود، اما در میدان، بازرس بدون خودرو، بدون پشتیبانی، بدون ابزار و با مأموریتهای تراکمیافته رها شده است. نتیجه قابل انتظار است:
ایمنی بهجای اینکه از قبل اعمال شود، بعد از حادثه تحلیل میشود.
این تضاد میان تشریفات انتصاب و واقعیت عملکرد، یک پیام مدیریتی روشن دارد:
در این اداره، ایمنی در سطح «گفتمان انتصابی» جدی گرفته شد، اما در سطح «ساختار عملیاتی» رها شد.
تا زمانی که مدیریت کل، ایمنی را از یک عبارت پروتکلی به یک برنامهی تجهیزشدهی قابل اجرا تبدیل نکند، هر خبر سقوط کارگر، در حقیقت یک خروجیِ مستقیم از همان سبک مدیریت انتصابی و بدون زیرساخت خواهد بود.
در استان مرزی و پرحادثهای مثل ایلام، نداشتن ناوگان نظارتی یعنی پاک کردن ایمنی از سطر اول تصمیمگیری. آمار تلفات اخیر نه «تقدیر»، نه «اشتباه کارگر»، بلکه هشدار درباره تداوم مدیریت بدون ابزار است.
آنچه آوای غرب مطالبه کرده، مطالبهی عاطفی نبوده؛ هشدار فنی به مدیریت کل دستگاهی است که مأموریت ایمنی را به سطح شعار تقلیل داده.
ایمنی بهجای مراسم انتصاب، باید در لیست خرید تجهیزات اداره کل دیده شود — قبل از حادثه، نه بعد از خاکسپاری.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















