ایلام در خط مقدم ژئوپلیتیک غرب کشور قرار دارد؛ اما آخرین نشست خبری استاندار به هشت ماه قبل برمی‌گردد. غیبت دولت در رسانه، نه فقط مسئله‌ای صنفی، بلکه ریسکی برای مدیریت افکار عمومی و امنیت نرم استان است؛ به‌ویژه آنکه ارتباط استانداری عملاً به چند رسانه منتخب محدود شده و بخش مؤثر رسانه‌های محلی از چرخه پوشش کنار گذاشته شده‌اند.

هشت ماه از آخرین باری که استاندار ایلام رو‌به‌روی رسانه‌ها نشست، گذشته است؛ هشت ماه سکوت در برابر افکار عمومی. در ادبیات حکمرانی، سکوت در موقعیت‌های حساس، خود یک کنش سیاسی است؛ کنشی که می‌تواند نشانِ تردید، بحران اعتماد یا فقدان برنامه باشد. این در حالی است که در عرف مدیریت استانی، پس از هر اقدام موفق یا هر تغییر وضعیت در میدان اداره استان، استانداران با نشست‌های فصلی رسانه‌ای، روایت رسمی عملکرد خود را تثبیت می‌کنند و از تبدیل شدن میدان اطلاع‌رسانی به زمین بازی شایعات جلوگیری می‌نمایند.

اگر بازگشایی گذرگاه چیلات به لحاظ عملیاتی مطمئن بود، به‌طور طبیعی تبدیل به «دستاورد رسانه‌ای دولت» می‌شد و با پیوست خبری، در سطح ملی برجسته‌سازی می‌گردید. اما وقتی خبری بدون نشست رسانه‌ای رها می‌شود، عملاً به «اطلاع‌ خام» تقلیل یافته و اثر اقناعی خود را از دست می‌دهد.

شکاف رسانه‌ایِ ساختاری در استانداری

ساختار ارتباطی استانداری اکنون تنها به چند خبرگزاری خاص و چند رابط خبر تازه‌مجوز محدود شده است. نتیجه طبیعی این انحصار، تحریم خبری معکوس توسط بخش بزرگی از رسانه‌های باسابقه استان است. رسانه‌هایی که در گذشته، ستون انتقال پیام دولت به مردم بودند، اکنون به‌ دلیل حذف از چرخه ارتباط، از پوشش استانداری دست کشیده‌اند.
در منطق سیاست‌گذاری رسانه‌ای، این نشانه‌ی یک «فقدان استراتژی حکمرانی ارتباطی» است، نه یک اختلاف شخصی یا سلیقه‌ای.

زمانه، زمانه‌ی «نه جنگ ـ نه صلح» است؛ مرزها حساس‌اند؛حتی پس از پیروزی جنگ ۱۲ روزه که می‌توانست فرصت روایت‌سازی برای دولت باشد، نشست خبری برگزار نشد.
در شرایطی که دولت در مرزهای غربی با جنگ روایت‌ها مواجه است، غیبت استاندار در میدان رسانه، بخشی از ریسک امنیت نرم استان است؛ چون خلأ روایت رسمی، همیشه توسط روایت‌های غیررسمی پر می‌شود.

تناقضِ ادعا و عمل در سال نخست دولت جدید

یک سال از استقرار دولت جدید در ایلام و حضور دکتر احمد کرمی در استانداری گذشته است. جریان سیاسی حامی دولت، دولت پیشین را به خالص‌سازی رسانه‌ای و محدودسازی ارتباطات متهم می‌کرد. اما صورت‌مسأله اکنون روشن است: جز چند رسانه و رابط منتخب، بدنه اصلی رسانه‌ها حذف و کنار گذاشته شده‌اند؛ یعنی همان پدیده‌ای که زمانی به‌عنوان خطای دولت قبل معرفی می‌شد، این‌بار در نسخه‌ای آرام‌تر اما عمیق‌تر تکرار شده است.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده