اعتراض به جهش و بی‌ثباتی قیمت ارز، از تهران به‌عنوان کانون اقتصاد سیاسی کشور آغاز شد و به‌صورت طبیعی به سایر استان‌ها تسری یافت. این اعتراض، در ذات خود، ریشه‌ای معیشتی و عقلانی دارد و نقد سیاست‌های ارزی ناکارآمد، نه‌تنها مشروع بلکه ضرورتی انکارناپذیر در هر نظام پاسخ‌گوست. حمایت از چنین مطالبه‌ای، مادامی که در […]

اعتراض به جهش و بی‌ثباتی قیمت ارز، از تهران به‌عنوان کانون اقتصاد سیاسی کشور آغاز شد و به‌صورت طبیعی به سایر استان‌ها تسری یافت. این اعتراض، در ذات خود، ریشه‌ای معیشتی و عقلانی دارد و نقد سیاست‌های ارزی ناکارآمد، نه‌تنها مشروع بلکه ضرورتی انکارناپذیر در هر نظام پاسخ‌گوست. حمایت از چنین مطالبه‌ای، مادامی که در چارچوب اعتراض مسالمت‌آمیز و عقلانیت جمعی باقی بماند، قابل دفاع است؛ اما لحظه‌ای که مطالبه اقتصادی از مدار اجتماعی خارج و به ابزار پروژه‌های سیاسی ـ امنیتی بدل شود، ماهیت آن دچار دگردیسی خطرناک می‌شود.
تجربه تاریخی و داده‌های امنیت نرم نشان می‌دهد در شرایط فشار اقتصادی، همواره اقلیتی سازمان‌یافته تلاش می‌کنند با سوارشدن بر موج نارضایتی عمومی، اعتراض را از مسیر اصلاح به ریل تخریب بکشانند؛ تخریب اموال عمومی، تولید شعارهای ساختارشکن و القای دوقطبی‌های مصنوعی، نشانه‌های کلاسیک ورود اعتراض به فاز عملیات روانی است؛ جایی که دیگر «مردم» کنشگر اصلی نیستند، بلکه سوژه‌سازی جایگزین مطالبه‌گری می‌شود.
مردم شریف ایران؛ اختلاف فکری، فرهنگی و سیاسی، نه تهدید، بلکه ویژگی ذاتی جوامع زنده است. ایران، همواره با تکثر زیسته است. از نگاه یک خبرنگار کُردزبان ایلامی، ایران یعنی هم‌زیستی تفاوت‌ها ذیل یک هویت تاریخی مشترک. بااین‌حال، عقلانیت سیاسی حکم می‌کند که مسیر مطالبه‌گری، هوشمندانه و مبتنی بر درک معادلات منطقه‌ای انتخاب شود. آن‌سوی مرزها، بازیگران متخاصم و پروژه‌های تجزیه‌طلبانه‌ای حضور دارند که سال‌هاست برای فروپاشی انسجام ملی ایران لحظه‌شماری می‌کنند. شواهد روزهای اخیر نشان می‌دهد تخریب‌گران اموال عمومی و مروجان خشونت، نه نماینده مردم، بلکه پیاده‌نظام جنگ نیابتی دشمنان خارجی‌اند.
ملت ایران در دوازده روز گذشته، علی‌رغم فشار سنگین اقتصادی، بلوغ سیاسی خود را به نمایش گذاشت و کشور را از لغزش به بحران امنیتی حفظ کرد. از موضع یک خبرنگار با گرایش سیاسی مشخص، اما با تعهدی فراتر از جناح‌بندی‌ها، صریح و مسئولانه از مردم درخواست می‌شود: تداوم تجمعات در این مقطع، دقیقاً همان شکافی است که دشمن صهیونیستی برای فعال‌سازی سناریوی تنش و درگیری به آن نیاز دارد. اسرائیل، در شرایط عادی، فاقد توان و مشروعیت حمله مستقیم در سال‌های پیش‌روست؛ اما آشوب داخلی، سرمایه استراتژیک دشمن را بازتولید و او را به اقدام نظامی تحریک می‌کند.
در منطق جنگ شناختی، زمانی که اعتراض به خشونت کشیده می‌شود، به این معناست که پروژه براندازی نرم شکست خورده و دشمن وارد فاز «کشته‌سازی» و بی‌ثبات‌سازی حداکثری شده است. این نقطه، لحظه آزمون عقل جمعی است. در چنین بزنگاهی، هر ایرانی وطن‌دوست، با درایت و فهم معادله قدرت، تصمیم می‌گیرد:
مطالبه را ثبت می‌کنیم، پیام را رسانده‌ایم، و اکنون برای حفظ ایران، اعتراض را متوقف کرده و به خانه بازمی‌گردیم.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده