در نگاه اول، شاید این فقط تصویری از یک تجمع مردمی در «چهل و نهمین شبِ» ایستادگی در شهر قهرمانپرور ملکشاهی باشد. اما اگر کمی دقیقتر به چشمان این زن و کلمات روی برگه نگاه کنیم، با یک «مانیفست سیاسی» روبرو میشویم که در میانه نبرد و تحریم، مستقیماً قلبِ استراتژی دشمن را نشانه رفته […]
در نگاه اول، شاید این فقط تصویری از یک تجمع مردمی در «چهل و نهمین شبِ» ایستادگی در شهر قهرمانپرور ملکشاهی باشد. اما اگر کمی دقیقتر به چشمان این زن و کلمات روی برگه نگاه کنیم، با یک «مانیفست سیاسی» روبرو میشویم که در میانه نبرد و تحریم، مستقیماً قلبِ استراتژی دشمن را نشانه رفته است.
او نه یک دیپلمات است و نه یک تئوریسین روابط بینالملل، اما با زبانی ساده و برنده، اصلیترین پرسش این چهل و نه شب را روی کاغذ آورده است: «معادله قدرت».
او میپرسد چرا وقتی نمادهای قدرت حریف (F-35 و بمب اتم) خط قرمز غیرقابلمذاکره آنهاست، داراییهای استراتژیک ما (تنگه هرمز و دانش هستهای) باید روی میز مذاکره باشد؟
این تصویر نشان میدهد که آگاهی سیاسی دیگر منحصر به پشت میزهای کنفرانس نیست؛ بلکه در چهل و نهمین شب از دفاع در برابر تجاوزگری، مردم در خیابان به «تقدیر ملی» و عزت میهن خود میاندیشند. ملکشاهی نشان داد که وقتی پای خاک و اقتدار در میان باشد، خیابان، کلاس درس بصیرت و خط مقدم دیپلماسی است.
- نویسنده : عباس اکبری زاده

















