گاهی، یک روز، از مرزِ زمان عبور می‌کند و به یک «تاریخ» بدل می‌شود. ۱۲ دی‌ماه ۱۳۶۹، روستای طولاب تنها مقصد یک سفر نبود؛ میعادگاهِ دیدار مردمی صمیمی با رهبری بود که با سادگی، مهربانی و صمیمیت، در دل‌ها جای گرفت. آن روز، غبارِ جاده‌های دورافتاده با عطر حضورِ مردی آمیخت که لبخند پدرانه‌اش هنوز […]

گاهی، یک روز، از مرزِ زمان عبور می‌کند و به یک «تاریخ» بدل می‌شود.
۱۲ دی‌ماه ۱۳۶۹، روستای طولاب تنها مقصد یک سفر نبود؛ میعادگاهِ دیدار مردمی صمیمی با رهبری بود که با سادگی، مهربانی و صمیمیت، در دل‌ها جای گرفت. آن روز، غبارِ جاده‌های دورافتاده با عطر حضورِ مردی آمیخت که لبخند پدرانه‌اش هنوز در حافظه مردم این دیار زنده است.
امروز، اگرچه او در قامتِ «رهبر شهید» جاودانه شده است، اما خاطره آن حضور، همچنان در کوچه‌های طولاب، در قاب عکس‌های قدیمی و در قلب مردان و زنان این روستا نفس می‌کشد.
تصاویری که می بینید، تنها یادگارِ یک سفر تاریخی نیست؛ سندِ عشقی متقابل است؛ پیوندی که از سال‌های نخستین انقلاب ریشه گرفت و با گذر زمان، استوارتر شد. وفاداری مردم طولاب، روایت همان عهدی است که هرگز رنگ فراموشی به خود نگرفت.
آن روز، طولاب میزبان بود؛ و امروز، هر قاب از آن دیدار، روایتگر دلتنگی مردمی است که خاطره آن لبخند را هنوز با جانِ خود حفظ کرده‌اند.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده