١ سال‌هاست زائران، دست بر پنجره فولاد امام رضا(ع) می‌کشند؛ یکی شفای بیماری را می‌خواهد، دیگری گشایش روزی، آن یکی فرزند، و بسیاری آرزوی زیارت کربلای حسین(ع) را در دل دارند. در میان همه حاجت‌ها، چه تمنایی شیرین‌تر از آنکه انسان، زائر حرم سیدالشهدا(ع) شود. اما تقدیر الهی، این بار جلوه‌ای دیگر یافت. مشهد، دیگر […]

١
سال‌هاست زائران، دست بر پنجره فولاد امام رضا(ع) می‌کشند؛ یکی شفای بیماری را می‌خواهد، دیگری گشایش روزی، آن یکی فرزند، و بسیاری آرزوی زیارت کربلای حسین(ع) را در دل دارند. در میان همه حاجت‌ها، چه تمنایی شیرین‌تر از آنکه انسان، زائر حرم سیدالشهدا(ع) شود.
اما تقدیر الهی، این بار جلوه‌ای دیگر یافت.
مشهد، دیگر تنها شهری برای آرزوی کربلا نبود؛ خود، کربلای معاصر شد.
در این شهر، امام رضا(ع) آغوش خود را به روی پیکر امام شهید، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، گشود؛ مردی که عمر خویش را در راه اسلام، انقلاب و عزت امت اسلامی سپری کرد و سرانجام در راه همان آرمان‌ها به شهادت رسید.
چنان‌که روزی کربلا، پیکر پاره‌پاره سیدالشهدا(ع) را در آغوش کشید، امروز نیز مشهد، عطر خون شهیدی را در خود جای داده است که میلیون‌ها انسان او را مقتدای خویش می‌دانستند.
سال پیش از آن نیز، مشهد میزبان پیکر شهید آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی بود؛ یار دیرین انقلاب که مردم او را خادم‌الرضا می‌خواندند. گویی امام رئوف، یاران خویش را یکی پس از دیگری در جوار خود گرد آورد.
اکنون پنجره فولاد، تنها جایگاه طلب حاجت نیست؛ پنجره‌ای است که انسان را به حقیقت ایثار، وفاداری و شهادت پیوند می‌دهد.
آری؛ آنان که روزگاری از امام رضا(ع) زیارت کربلا را می‌خواستند، امروز در حریم همان امام، جلوه‌ای از فرهنگ عاشورا را می‌بینند؛ فرهنگی که پیامش ایستادگی، ایمان و فداکاری در راه خداست.
مشهد، همچنان شهر امام رضا(ع) است؛ اما در حافظه این روزگار، شهری است که عطر شهادت را نیز در خود جاودانه کرده است؛ شهری که پنجره فولادش، آیینه‌ای از راه عاشورا شده است.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده