کربلا، تنها سرزمین شهادت نیست؛ سرزمین «رویش» است. خاکی که بذرهایش انساناند و محصولش، علمداران جانفدایی که قرنهاست برای پاسداری از نماز قد میکشند. اربعین، آیینه این معجزه بیپایان است. کافی است از مرز مهران عبور کنی؛ هنوز چند منزل از مسیر نگذشته، خواهی دید که در امتداد جادههای عراق، از روستا به روستا و […]
کربلا، تنها سرزمین شهادت نیست؛ سرزمین «رویش» است. خاکی که بذرهایش انساناند و محصولش، علمداران جانفدایی که قرنهاست برای پاسداری از نماز قد میکشند.
اربعین، آیینه این معجزه بیپایان است. کافی است از مرز مهران عبور کنی؛ هنوز چند منزل از مسیر نگذشته، خواهی دید که در امتداد جادههای عراق، از روستا به روستا و از موکب به موکب، انسانهایی ایستادهاند که گویی از دل خاک کربلا روییدهاند. نه برای آنکه دیده شوند، بلکه برای آنکه «سایه» شوند؛ سایهای بر سر نماز زائران حسین (ع).
این تصویر، آشناست؛ ادامه همان ظهر عاشوراست. آن روز که سعید بن عبدالله حنفی و زهیر بن قین، با پیکرهای خویش دیوارِ نماز شدند. باران تیرهای سهشعبه را بر جان خریدند تا قامت آخرین نماز سیدالشهدا (ع) در میدان عشق خم نشود. آنان نخستین سایبانهای نماز کربلا بودند؛ سایبانی که ستونهایش استخوان، سقفش ایمان و استحکامش یقین بود.
عجیب است؛ کربلا هنوز همان خاصیت را دارد. هر سال، خاکش محصول تازهای میدهد؛ نه گندم و نه خرما، بلکه انسان. انسانهایی که زیر آفتاب سوزان، قامت خود را سقف زائران میکنند تا نماز در مسیر حسین (ع) حتی یک لحظه به تأخیر نیفتد. گویی خاک کربلا، هنوز هم سعید بن عبدالله و زهیر بن قین میرویاند؛ فقط لباسها عوض شدهاند، اما مکتب همان مکتب است.
بر دیوار حرم سیدالشهدا (ع)، نام ابوتمامه صائدی، مؤذن الحسین، نقش بسته است؛ مردی که در میانه میدان خون، پیش از هر چیز، نگران وقت نماز بود. گویی اذان او هنوز در فضای کربلا جاری است؛ اذانی که نه از گلدستهها، بلکه از دل موکبها، از قامت خادمان و از سایهبانهای نماز اربعین شنیده میشود.
آقاجان…
چه روزی ابوتمامه، دوباره در گوش جان ما اذان خواهد گفت؟ چه روزی خواهیم فهمید که اربعین، تنها راه رفتن تا کربلا نیست؛ ادامه دادن همان نمازی است که سعید بن عبدالله با خون خود برپا داشت و زهیر بن قین با جان خود از آن پاسداری کرد؟
سلام بر علمداران جانفدای اربعین؛ وارثان بیادعای عاشورا؛ آنان که هر سال از خاک کربلا میرویند تا نماز، همچنان ستون خیمه عشق باقی بماند.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















