سخن نوروزی با رئیسجمهور: بازتعریف حکمرانی بر اساس عدالت اجتماعی و شایستهسالاری در دولت چهاردهم
حکمرانی در هر جامعهای نیازمند مشروعیت، کارآمدی و رضایت عمومی است. جمهوری اسلامی ایران، با الهام از مبانی اسلامی، باید از الگوی حکمرانی امیرالمؤمنین (ع) درس بگیرد و آن را در عمل اجرایی کند. انتخابات چهاردهم ریاستجمهوری و حضور دکتر پزشکیان با شعار «عدالت علوی» بار دیگر اهمیت نگاه به نهجالبلاغه را در سیاستورزی و مدیریت کشور مطرح کرده است.
۱. چالشهای حکمرانی و ضرورت اصلاح مدیریت اجرایی
دولت چهاردهم در هفت ماه نخست فعالیت خود نشان داده است که به دنبال کاهش تنشهای داخلی و تقویت گفتمان وحدت ملی است. اما این تلاشها، بدون اصلاح ساختار مدیریتی، ممکن است ناکام بماند. حذف مدیران ناکارآمد و تندرو از هر دو جناح سیاسی، اولین گام برای اجرای یک حکمرانی عقلانی و مؤثر است. تاریخ نشان داده است که هرگاه در ایران، نیروهای افراطی بر تصمیمگیریها حاکم شدند، کشور با بحرانهای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی روبهرو شده است.
۲. تحلیل تاریخی: تجربه امام علی (ع) در حکمرانی
نهجالبلاغه بهعنوان یکی از مهمترین منابع مدیریت اسلامی، الگویی برای حکمرانی ارائه میدهد که در آن، عقلانیت، عدالت، شایستهسالاری و دوری از افراطگرایی برجسته است. امام علی (ع) در دوران حکومت خود، با سه گروه عمده مواجه بودند:
ناکثین (عهدشکنان) که قدرت را ابزاری برای منافع شخصی میخواستند.
قاسطین (ستمگران) که عدالت علوی را برنمیتافتند.
مارقین (خوارج) که دچار افراطگرایی بودند و در نهایت دست به ترور زدند.
دولت امروز ایران نیز با مشابهتهای زیادی از این سه دسته مواجه است. برخی مدیران، آزمون ناکارآمدی خود را پس دادهاند، برخی گروههای سیاسی تنها به دنبال منافع جناحی خود هستند و برخی دیگر با رویکردهای افراطی، مسیر اعتدال را سد کردهاند.
۳. حذف کارگزاران برزخی و تأکید بر شایستهسالاری
یکی از مهمترین بحرانهای مدیریتی در کشور، حضور افراد تکراری، بیبرنامه و فاقد کارآمدی در مناصب کلیدی است. بر اساس نظریههای نوین حکمرانی، دولتهای موفق، دولتهایی هستند که بر مبنای تخصصگرایی، شایستهسالاری و عقلانیت مدیریت شوند، نه صرفاً بر اساس مصلحتهای سیاسی. پیشنهاد مشخص این است که دولت چهاردهم:
مدیران و سیاستمداران ناکارآمد از هر دو جناح را کنار بگذارد.
افراد جدید، توانمند و بدون وابستگی به باندهای قدرت را وارد عرصه کند.
ساختار نظارتی را تقویت کند تا شفافیت و پاسخگویی افزایش یابد.
۴. وحدت داخلی، پیشنیاز توسعه ملی
امروزه در نظریههای علوم سیاسی، ثبات سیاسی و وحدت ملی، پیششرط رشد اقتصادی و توسعهیافتگی کشورها معرفی میشود. نمونههای موفق حکمرانی مانند سنگاپور، مالزی و ترکیه نشان میدهد که حذف شکافهای داخلی و کاهش تنشهای سیاسی، تأثیر مستقیمی بر بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی دارد. در مقابل، تجربه کشورهایی مانند لبنان و عراق ثابت کرده است که درگیریهای درونحاکمیتی، مانع جدی بر سر راه توسعه هستند.
رئیسجمهور محترم، شما با نهجالبلاغه آمدید، مردم نیز انتظار دارند که بر اساس آموزههای نهجالبلاغه حکمرانی کنید. دوران آزمون و خطای مدیران تکراری و ناکارآمد به پایان رسیده است. همانگونه که امام علی (ع) در دوران حکومت خود، با تندروها و ناکارآمدان مقابله کردند، امروز نیز برای عبور از بحرانهای کشور، لازم است عقلانیت، عدالت و شایستهسالاری را جایگزین سیاستهای جناحی و سهمخواهیهای گروهی کنید.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















