در سالهای اخیر، جمهوری اسلامی ایران، نه تنها در جغرافیای جنگهای نیابتی، بلکه در خطوط مقدم تقابل مستقیم با رژیم صهیونیستی قرار گرفته است؛ تقابلی که ماهیت آن، از سطح نظامی صرف فراتر رفته و به ابعاد پیچیدهای از جنگ ترکیبی، ترور هدفمند نخبگان، جنگ رسانهای، تهاجم سایبری و تخریب روانی بدل شده است.
در این میان، دیدار اخیر اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با رئیسجمهور و سخنان صریح و سنجیده دکتر سارا فلاحی، نماینده مردم ایلام و رئیس کمیته حقوق بشر مجلس، بازتاب دهنده یک نگاه راهبردی و آیندهنگر به این نبرد نامتقارن بود؛ نبردی که نه در سنگرها، بلکه در اتاقهای مستندسازی، رسانهها و دادگاههای بینالمللی تعیین نتیجه میشود.
فلاحی با صراحتی کمسابقه، انگشت بر نقطهای نهاد که سالهاست مغفول مانده: لزوم ثبت و روایت هدفمند جنایاتی که رژیم صهیونیستی در قالب ترورهای علمی، موشکباران زیرساختها، و کشته شدن مستقیم زنان و کودکان ایرانی مرتکب شده است.
جنایاتی که روایت نشدند
آمار ارائهشده از سوی رئیس کمیته حقوق بشر مجلس، تکاندهنده و هشداردهنده است:
بیش از ۳۰ دانشآموز، ۳۸ کودک، و ۱۲۶ زن ایرانی طی اقدامات خصمانه رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدهاند؛ آماری که اگرچه در اسناد ملی ثبت شدهاند، اما در سطح افکار عمومی داخلی و مهمتر از آن، افکار عمومی جهانی، صدایی از آنها شنیده نشده است.
این سکوت، نه فقط یک ضعف رسانهای، بلکه شکافی استراتژیک در معماری دفاع نرم جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. دشمن به خوبی دریافته که در دوران «قدرت روایت»، آنکه روایتگر نباشد، حتی در پیروزی نیز بازنده خواهد بود.
ضرورت بازتعریف دکترین امنیتی
نکته درخشان دیگر در مواضع دکتر فلاحی، تأکید بر اصلاح دکترین سیاست خارجی، امنیتی و فرهنگی جمهوری اسلامی است. وقتی خطوط نبرد، از خاکریزها به شبکههای اجتماعی، از آسمان به اذهان عمومی و از میدان جنگ به دادگاههای نمایشی بینالمللی منتقل شده، دیگر نمیتوان با نسخههای سنتی، از جان مردم دفاع کرد.
پدافند هوایی نه صرفاً یک سامانه تسلیحاتی، بلکه ستون فقرات امنیت ملی در مواجهه با حملات مستقیم دشمن است. دفاع از جان مردم، امری اخلاقی، دینی و ملی است که باید به عنوان اصل حاکم بر سیاستگذاریهای دفاعی و بودجهای کشور لحاظ شود.
پیشنهاد عملی و هوشمندانه
پیشنهاد تشکیل کارگروه مستندسازی با حضور نهادهایی همچون صدا و سیما، وزارت امور خارجه، آموزش و پرورش، علوم، بهداشت و هلالاحمر، نشان از درک عمیق فلاحی از الزامات دیپلماسی عمومی و جنگ روایتها دارد.
این یک رویکرد چندلایه است که میتواند از طریق:
روایت مستند شهادت دانشآموزان و کودکان؛
تولید محتوای حقوقی قابل استناد برای مجامع بینالمللی؛
فعالسازی ظرفیت دیاسپورای ایرانی در خارج از کشور؛
و طراحی پلتفرمهای چندرسانهای برای صدور روایت؛
جایگاه جمهوری اسلامی ایران را به عنوان قربانی واقعی تروریسم دولتی صهیونیسم در سطح جهانی تثبیت کند.
مستندسازی، بازدارندگی نرم است
در عصر قدرت نرم، آنچه از موشک مؤثرتر است، مستندی است که دلها را بلرزاند، ذهنها را آگاه کند و افکار عمومی جهانی را علیه ظلم بسیج کند. شهادت یک دانشآموز ایلامی یا یک کودک اهل کرمانشاه، اگر در زمان و مکان درست روایت شود، میتواند کارکردی به مراتب مؤثرتر از یک سامانه راداری داشته باشد.
امروز، بازدارندگی فقط در آسمان نیست، در حافظه تاریخ نیز هست؛ و این حافظه را باید با مستندسازی دقیق، هوشمند و چندلایه شکل داد.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















