داده‌ها نشان می‌دهد دشمن تنها ۲۰ درصد توان خود را به عوامل انسانی اختصاص داده و ۸۰ درصد بر فناوری‌های پیشرفته متمرکز بوده است. ایران واقعیت میدانی و ادراکی را به سود خود حفظ کرد.

در تحلیل جنگ دوازده‌روزه ایران و رژیم صهیونیستی، آنچه کمتر به‌صورت عمومی دیده شد اما در لایه‌های زیرین نقش محوری ایفا کرد، جنگ ادراکی و عملیات اطلاعاتی دشمن بود. روایت‌سازی رسانه‌ای رژیم صهیونیستی مبتنی بر این ادعا بود که حجم قابل توجهی از عملیات‌های نظامی در خاک ایران توسط «شبکه‌های جاسوسی» و «عوامل نفوذی داخلی» انجام گرفته است. این روایت، نه صرفاً یک خبر، بلکه بخشی از یک دکترین راهبردی در حوزه مهندسی ادراک به شمار می‌رفت؛ تلاشی هدفمند برای القای بی‌ثباتی در عمق اجتماعی ایران.

با این حال، داده‌های به‌دست‌آمده از منابع معتبر نشان می‌دهد که نسبت واقعی توان دشمن به‌مراتب متفاوت بوده است: حدود ۲۰ درصد از ظرفیت عملیاتی رژیم صرف بهره‌برداری از منابع انسانی اطلاعاتی شده و بخش عمده یعنی ۸۰ درصد بر شنود، جنگ الکترونیک و فناوری‌های پیشرفته نظامی متمرکز بوده است. این واقعیت آشکار می‌کند که حضور و تأثیرگذاری عوامل انسانی، برخلاف تصویر رسانه‌ای، کاملاً محدود و حاشیه‌ای بوده است.

اهداف دشمن از روایت‌سازی «جاسوس‌محور»
۱. تضعیف سرمایه اجتماعی از طریق القای ناامنی داخلی.
۲. ایجاد بدبینی و بی‌اعتمادی متقابل در ساختارهای مدیریتی و اجتماعی.
۳. انتقال بار شکست‌های عملیاتی به عوامل داخلی برای پنهان‌سازی ناکارآمدی تجهیزات پیشرفته خود.
۴. ایجاد گسست ادراکی میان نهادهای امنیتی و افکار عمومی.

این در حالی بود که برخی رسانه‌های داخلی، به دلیل واکنش‌های احساسی و بدون تحلیل راهبردی، ناخواسته در بازتولید همین روایت دشمن نقش‌آفرینی کردند. چنین پدیده‌ای در مطالعات امنیتی به‌عنوان بازتاب‌سازی ناخواسته شناخته می‌شود که عملاً کارایی عملیات روانی دشمن را افزایش می‌دهد.

تجربه جنگ اخیر بار دیگر نشان داد که میدان‌های نبرد مدرن صرفاً با توپ و موشک تعیین نمی‌شوند؛ بلکه عرصه‌های رسانه‌ای، ادراکی و سایبری بخشی جدایی‌ناپذیر از راهبردهای نظامی–امنیتی هستند. رژیم صهیونیستی در پروژه «جاسوس‌محور» خود شکست خورد، چرا که حجم واقعی عوامل انسانی‌اش ناچیز بود و نتوانست ادراک عمومی ایران را به شکل مطلوب مهندسی کند. هیچ عملیاتی توسط جاسوسان ایرانی یا اتباع خارجی در خاک ایران انجام نگرفته و این ادعا کاملاً ساختگی و بخشی از عملیات روانی دشمن بوده است.

آنچه امروز بیش از گذشته اهمیت دارد، ارتقای سواد رسانه‌ای و تقویت مقاومت شناختی جامعه در کنار توان سخت‌افزاری دفاعی است. تنها در این صورت است که دشمن قادر نخواهد بود با روایت‌سازی و تحریف واقعیت، شکاف‌های داخلی را به فرصتی برای خود بدل کند.

و در نهایت باید تصریح کرد: هدف دشمن نه ترور است، نه هسته‌ای، نه حقوق بشر؛ بلکه تجزیه ایران است.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده