هر سحر رمضان، زمان عبور دل از حجاب‌هاست؛ عبد در مدار ولایت، جغرافیای کربلا را پیموده و به قله رضا و شفاعت می‌رسد

ماه رمضان در الهیات اسلامی «شهرالله» است؛ ماهی که نسبت عبد و ربّ از سطح تکلیف به افق ضیافت ارتقا می‌یابد. قرآن کریم، در توصیف اهل سلوک، شاخصی روشن ارائه می‌دهد:
«وَ بِالْأَسْحَارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ» (ذاریات: ۱۸).
سحر، در این خوانش، صرفاً یک بازه زمانی نیست؛ یک «موقعیت وجودی» است؛ لحظه‌ای که حجاب‌های کثرت فرو می‌افتد و انسان در آستانه‌ بازتعریف خویش قرار می‌گیرد.
در این میان، شب جمعه در سنت روایی شیعه، ظرفیتی مضاعف دارد؛ شبی که در آن، پیوند آسمان و زمین شدت می‌یابد و میدان شفاعت و توبه گسترده‌تر می‌شود. وقتی این شب با سحر رمضان تلاقی می‌کند، نوعی «تراکم قدسی» رخ می‌دهد؛ زمان قدسی در اوج خلوص خود.
اما در هندسه‌ معنوی تشیع، این بازگشت بی‌واسطه نیست؛ مسیر آن از مدار ولایت عبور می‌کند. دعای ابوحمزه ثمالی که میراث سحرهای ماه رمضان است، زبان همین اضطرار قدسی است:
«إلهی لا تؤدبنی بعقوبتک…»
در این مناجات، عبد نه از موضع استحقاق، بلکه از جایگاه فقر ذاتی سخن می‌گوید. این همان نقطه‌ای است که توبه، از لفظ به «تحول وجودی» تبدیل می‌شود.
در این ساختار، کربلا یک جغرافیای صرف نیست؛ «موقف توبه» است.
در زیارت وارث می‌خوانیم: «السلام علیک یا وارث آدم صفوة الله…»؛ حسین‌بن‌علی(ع) وارث تمام خط انبیاست؛ یعنی نقطه‌ تلاقی همه دعوت‌های توحیدی در تاریخ. از این رو، نام حسین(ع) در سحر رمضان، صرفاً یک ذکر عاطفی نیست؛ بازگشت به تمام حقیقت نبوت و امامت است.
در الهیات شفاعت، امام نه جایگزین اراده الهی، بلکه مجرای فیض است؛ «باب‌الله» است. تعبیر «السلام علیک یا باب نجاة الامة» دقیقاً ناظر به همین معناست: حسین(ع) در منطق کربلا، راه نجاتی را گشود که با خون امضا شد؛ راهی که از اوج ابتلاء به قله‌ رضا رسید.
شب جمعه‌ رمضان، در چنین قرائتی، میعاد سه حقیقت است:
سحر؛ زمان انکشاف و استغفار.
رمضان؛ ماه بازسازی هویت توحیدی.
ولایت حسینی؛ مجرای عینیِ بازگشت و شفاعت.
خداوند دوست دارد «یاالله»ی را بشنود که از عمق آگاهی به فقر برخاسته باشد؛
«العفو»یی که نتیجه شناخت قصور خویش است؛
و اشکی که با نام حسین(ع) پیوند خورده است؛ زیرا کربلا مدرسه‌ عبودیت در اوج اختیار است.
اگر دل شکسته است، اگر بار خطا سنگین است، سحر رمضان هنوز گشوده است.
کربلا در جغرافیای دل شکل می‌گیرد، آن‌گاه که عبد، با اختیار خویش، راه بازگشت را از مدار ولایت انتخاب کند.
و این همان «انتخاب خدا»ست؛ اینکه مسیر توبه را از آیینه‌ حسین(ع) عبور دهد تا انسان، معنای حقیقی بندگی را در پرتو عاشورا بازبیابد.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده