در تاریکترین شبِ اسفند، در ایلامِ غیور، آتشی شعلهور شد که تنها زمین را نمیسوزاند، بلکه تاریکیِ استکبار را میسوزاند. چشمههای غیرت در ایلام، هرگز نمیخشکند…» شب چهارشنبهسوری، شبِ تحول است؛ نه فقط تغییر از یک روز به روز دیگر، که تغییر از تسلیم به مقاومت، از خفقان به آزادی. مردم ایلام با مشتهای […]
در تاریکترین شبِ اسفند، در ایلامِ غیور، آتشی شعلهور شد که تنها زمین را نمیسوزاند، بلکه تاریکیِ استکبار را میسوزاند.
چشمههای غیرت در ایلام، هرگز نمیخشکند…»
شب چهارشنبهسوری، شبِ تحول است؛ نه فقط تغییر از یک روز به روز دیگر، که تغییر از تسلیم به مقاومت، از خفقان به آزادی. مردم ایلام با مشتهای گرهکرده که نشانهای از اتحاد و استواری است، به میدان آمدند. و این بار، نه برای پریدن از روی آتش، که برای آتش زدنِ زنجیرهای وابستگی.
در این شب تاریخی، مردم ایلام با مشتهای گرهکرده، دندانهای دشمن را شکستند. اما این دندانها، دندانهای فیزیکی نبود؛ دندانهای ترس، دندانهای تهدید، دندانهایی که میخواستند فریادهای آزادیخواهانه را بجوند و خاموش کنند. و امروز، این دندانها در میدانِ آتش شکسته شدند.
«مرگ بر آمریکا»
این فریاد، تنها یک شعار نیست؛ فریادی است از ژرفای روحِ یک ملت. فریادی که در شب چهارشنبهسوری از مشتهای گرهکرده بیرون آمد و در رگهای تاریخ جاری شد. این فریاد، اعلامِ بیعت است؛ بیعتی که نه بر کاغذ، که بر آتش نوشته شده است.
امشب، مردم ایران بار دیگر با رهبر انقلاب بیعت کردند. این بیعت، بیعتِ کلامی نیست؛ بیعتی است از دل، از روح، از جان. بیعتی که در آن:
مشتها، گرهکردهاند
فریادها، آتشین هستند
دلها، آمادهی فدا هستند
در ایلام، در چهارشنبهسوری، تاریخ دوباره نوشته شد. نه با قلم، که با آتش.
نه با کاغذ، که با مشت.
نه با کلام، که با فریاد.
این، تاریخِ یک ملت است.
این، تاریخِ ایران است.
این، تاریخِ مقاومت است.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















