دکتر سارا فلاحی، نماینده مردم ایلام در مجلس شورای اسلامی، به‌تازگی با خانواده‌های نمایندگان فقید استان ایلام، حاج اسدالله عالی‌پور و محمد حسنی، دیدار کرد. این اقدام نمادین علاوه بر ارج‌نهادن به نخبگان سیاسی گذشته، در راستای تقویت سرمایه اجتماعی و انسجام ملی صورت گرفت. کارشناسان بر این باورند که این نوع سیاست‌گذاری هویتی می‌تواند به‌عنوان یک راهبرد مؤثر در بازسازی مشروعیت سیاسی و افزایش اعتماد عمومی در سطح استان و کشور عمل کند. این دیدار همچنین به‌عنوان الگویی برای تقویت پیوستگی تاریخی و سیاست‌ورزی وحدت‌بخش در فضای سیاسی ایران مطرح می‌شود.

پیوستگی تاریخی و سیاست‌ورزی وحدت‌بخش: چطور دکتر سارا فلاحی به جامعه ایلامی قدرت بخشید؟

دکتر سارا فلاحی، نماینده مردم ایلام در مجلس شورای اسلامی، به‌تازگی با خانواده‌های نمایندگان فقید استان ایلام، حاج اسدالله عالی‌پور و محمد حسنی، دیدار کرد. این اقدام نمادین علاوه بر ارج‌نهادن به نخبگان سیاسی گذشته، در راستای تقویت سرمایه اجتماعی و انسجام ملی صورت گرفت. کارشناسان بر این باورند که این نوع سیاست‌گذاری هویتی می‌تواند به‌عنوان یک راهبرد مؤثر در بازسازی مشروعیت سیاسی و افزایش اعتماد عمومی در سطح استان و کشور عمل کند. این دیدار همچنین به‌عنوان الگویی برای تقویت پیوستگی تاریخی و سیاست‌ورزی وحدت‌بخش در فضای سیاسی ایران مطرح می‌شود.

در نظام‌های مردم‌سالار، تکریم نخبگان گذشته و حفظ حافظه تاریخی، نقشی کلیدی در تحکیم سرمایه اجتماعی و مشروعیت نظام دارد. در این راستا، اقدام دکتر سارا فلاحی، نماینده مردم ایلام در مجلس شورای اسلامی، در دیدار با خانواده‌های نمایندگان فقید استان، حاج اسدالله عالی‌پور و محمد حسنی، فراتر از یک حرکت نمادین، دارای دلالت‌های مهمی در سیاست‌گذاری عمومی است. این اقدام را می‌توان در چارچوب نظریه‌های علوم سیاسی تحلیل کرد.

۱. سیاست‌گذاری هویتی و انسجام اجتماعی (بر اساس نظریه هویت سیاسی و سرمایه اجتماعی)

نظریه سیاست‌گذاری هویتی تأکید دارد که حافظه‌سازی سیاسی و تکریم نخبگان گذشته، موجب تقویت هویت جمعی و پیوستگی تاریخی میان نسل‌های مختلف نخبگان می‌شود.
از منظر نظریه سرمایه اجتماعی بوردیو، چنین اقداماتی باعث افزایش انسجام و اعتماد عمومی به نهادهای حاکمیتی می‌شود.

در مدل‌های سیاست‌گذاری فرهنگی، ارج‌نهادن به نخبگان گذشته، نوعی وفاداری سیاسی و تقویت همبستگی اجتماعی را به دنبال دارد.

۲. مشروعیت تاریخی و پیوستگی قدرت (بر اساس نظریه مشروعیت ماکس وبر)

ماکس وبر، مشروعیت را به سه دسته قانونی، کاریزماتیک و تاریخی تقسیم می‌کند.

مشروعیت تاریخی، مبتنی بر بازتولید حافظه سیاسی و پیوند نخبگان گذشته و حال است.

اقدام دکتر فلاحی، در چارچوب تقویت مشروعیت تاریخی، نشان‌دهنده تلاش برای حفظ پیوستگی سیاسی در استان ایلام است.

۳. عبور از سیاست‌زدگی و حرکت به‌سوی سیاست‌ورزی وحدت‌بخش (بر اساس نظریه سیاست‌زدگی و سیاست‌ورزی راهبردی)

در نظریه سیاست‌زدگی (Politicization)، وابستگی سیاست‌مداران به رقابت‌های کوتاه‌مدت، موجب کاهش اعتماد عمومی می‌شود.

در مقابل، سیاست‌ورزی راهبردی (Strategic Governance) بر تمرکز بر منافع بلندمدت و تقویت همگرایی اجتماعی تأکید دارد.

دکتر فلاحی با اتخاذ رویکردی فراتر از جناح‌بندی‌های سیاسی، الگویی از سیاست‌ورزی وحدت‌بخش ارائه کرد.
۴. سیاست‌مدار مسئول در برابر سیاست‌مدار قدرت‌محور (بر اساس نظریه رهبری سیاسی)

در نظریه رهبری سیاسی، سیاست‌مداران به دو دسته مسئول (Responsible Politician) و قدرت‌محور (Power-Oriented Politician) تقسیم می‌شوند.

سیاست‌مدار مسئول، فراتر از رقابت‌های زودگذر، به تاریخ سیاسی جامعه اهمیت می‌دهد و به انسجام اجتماعی می‌اندیشد.

اقدام دکتر فلاحی، نشانه‌ای از پایبندی به اصول مسئولیت‌پذیری در سیاست است.

۵. دیپلماسی داخلی و تحکیم سرمایه اجتماعی (بر اساس نظریه دیپلماسی عمومی و سرمایه نمادین بوردیو)

در نظریه دیپلماسی عمومی (Public Diplomacy)، سیاست‌مداران از ابزارهای نمادین برای مدیریت افکار عمومی و افزایش اعتماد اجتماعی بهره می‌برند.

در سطح داخلی، دیپلماسی داخلی (Domestic Diplomacy) به‌عنوان راهی برای تثبیت پیوندهای اجتماعی و ارتقای سرمایه اجتماعی به کار می‌رود.

بر اساس نظریه سرمایه نمادین بوردیو، اقداماتی مانند تکریم نخبگان، نوعی “سرمایه نمادین” ایجاد می‌کند که موجب افزایش مشروعیت و مقبولیت عمومی می‌شود.

سیاست‌ورزی مبتنی بر سرمایه اجتماعی و پیوستگی تاریخی

این اقدام را می‌توان نمونه‌ای از “سیاست‌ورزی راهبردی” دانست که هدف آن، تحکیم سرمایه اجتماعی از طریق احیای مشروعیت تاریخی است.

بر مبنای نظریه‌های سرمایه اجتماعی، سیاست‌گذاری هویتی و مشروعیت تاریخی، اقدام دکتر فلاحی یک الگوی موفق در سیاست‌ورزی وحدت‌بخش محسوب می‌شود.

این حرکت، الگویی برای سایر سیاست‌مداران است که چگونه از حافظه تاریخی برای افزایش انسجام اجتماعی بهره ببرند.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده