پروژه شکستخورده مدرنیته در ترکیه؛ اردوغان چگونه به سرنوشت رضاخان و محمد رضا پهلوی دچار شد؟
رجب طیب اردوغان، سیاستمداری که خود را معمار مدرنیزاسیون ترکیه میپنداشت، اکنون در آستانه سقوطی محتوم قرار دارد. وی با اتخاذ راهبردهای تهاجمی در حوزه فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، تلاش داشت ترکیه را به عنوان الگوی یک دولت مدرن اسلامی معرفی کند، اما در نهایت، سیاستهای او به بحرانهای عمیق اجتماعی و ساختاری منتهی شد.
تهاجم فرهنگی به مثابه ابزار هژمونیک قدرت
اردوغان، در سالهای ابتدایی قدرت خود، به واسطه شبکههای ماهوارهای فارسیزبان نظیر فارسیوان، پروژهای هدفمند برای تضعیف بنیانهای فرهنگی و تمدنی غرب آسیا، خصوصاً ایران، به اجرا گذاشت. او با درک صحیح از تأثیرگذاری رسانه بر افکار عمومی، به دنبال جایگزینی هویت اصیل منطقه با نسخهای التقاطی از فرهنگ ترکی-غربی بود. در این مسیر، تولیدات فرهنگی ترکیه به ابزاری برای مهندسی اجتماعی بدل شد که از یک سو بنیانهای فرهنگی سنتی را تخریب میکرد و از سوی دیگر، مدل حکمرانی اردوغانی را بهعنوان نمونهای موفق از توسعه درونزا به جهان اسلام معرفی میکرد.
در ایران، مقابله با این هجمه از طریق طرحهای فرهنگی، از جمله تلاش برای محدودسازی شبکههای ماهوارهای، با مقاومت جریانهای روشنفکری مواجه شد. این گروه، با تأکید بر لزوم مدرنیزاسیون، پروژههای فرهنگی ترکیه را نه یک تهدید، بلکه الگویی برای توسعه کشور میدانستند. در واقع، مدرنیته در نظر آنها نه یک فرآیند بومیشده و تطبیقی، بلکه یک نسخهبرداری مکانیکی از الگوهای وارداتی بود که بدون درنظر گرفتن بسترهای فرهنگی، اجتماعی و تاریخی، به اجرا گذاشته شد.
مدرنیته تحمیلی و بحران مشروعیت در حکمرانی
سیاستهای اردوغان در زمینه مدرنیزاسیون، برخلاف ظاهر فریبندهاش، نتوانست ترکیه را به یک کشور پایدار تبدیل کند. مدرنیتهای که بدون اتکا به زیرساختهای هویتی، فرهنگی و اجتماعی بنا شود، نه تنها موجب پیشرفت نمیشود، بلکه روند استحاله تمدنی و بحران هویت ملی را تسریع میکند. اردوغان، تحت تأثیر مدلهای حکمرانی غربی، به دنبال تغییر ساختارهای اجتماعی ترکیه بود، اما در نهایت، نتیجهای جز افزایش نارضایتی عمومی، شکافهای قومی-مذهبی، بحرانهای اقتصادی و تنشهای بینالمللی به بار نیاورد.
این همان مسیری است که پیش از این، رضاخان و محمدرضا پهلوی نیز پیمودند؛ پروژههایی که با حمایت استعمار شکل گرفت، در کوتاهمدت به دستاوردهای ظاهری دست یافت، اما در بلندمدت، به واسطه فقدان پیوستهای فرهنگی و بومی، با واکنش شدید ملتها و سقوط حاکمان همراه شد.
اردوغان و سرنوشت محتوم رهبران خودکامه
ترکیه، که روزی از آن به عنوان نماد موفقیت در مدرنیزاسیون جوامع اسلامی یاد میشد، اکنون درگیر بحرانی عمیق در ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود است. اردوغان، که زمانی از حمایت روشنفکران داخلی و خارجی برخوردار بود، امروز به چهرهای منزوی در صحنه بینالمللی تبدیل شده است. سیاستهای او، که با الگوبرداری از راهبردهای استعماری و با حراج فرهنگ و هویت ملی ترکیه به پیش برده شد، در نهایت همانند پروژههای رضاخان و محمدرضا پهلوی، ترکیه را به سمت نابسامانی و افول سوق داده است.
اکنون، روشنفکرانی که زمانی از پروژه مدرنیتهسازی ترکیه دفاع میکردند، باید این حقیقت را دریابند که مدرنیته بدون پشتوانه تمدنی و فرهنگی، نه تنها موجب توسعه نمیشود، بلکه سقوط حکمرانان و جوامع را شتاب میبخشد. اردوغان، که خود را معمار این مسیر میدانست، امروز در حال وداع با قدرت است.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















