تعرفههای ترامپ؛ تحریم پنهان در لباسی دیگر، ابزار نوین سلطهگری و مقاومت ایران و روسیه در نظام بینالملل
در سپهر سیاست بینالملل، ابزارهای اقتصادی همواره نقشی فراتر از مبادلات مالی داشتهاند و بهمثابه اهرمهای قدرت، برای تنظیم موازنههای ژئوپلیتیکی مورد استفاده قرار گرفتهاند. یکی از مصادیق بارز این پدیده، سیاست تجاری دونالد ترامپ بود که در قامت “تعرفههای تجاری”، اما در واقع با کارکرد “تحریمهای اقتصادی”، بیش از ١٨۵ کشور جهان را هدف قرار داد. نکته قابل تأمل در این معادله، استثنای روسیه از این تعرفهها بود؛ مسئلهای که بهوضوح ماهیت سلطهجویانه و گزینشی این سیاست را آشکار ساخت.
تعرفه؛ نام مستعار تحریم، ابزار مدرن جنگ اقتصادی
سیاستگذاران آمریکایی، در برهههای مختلف تاریخی، از ابزار تحریم برای اعمال فشار بر دولتهای مستقل بهره بردهاند. اما آنچه در دوران ترامپ رخ داد، ترفندی جدید در همان چارچوب سنتی بود؛ تحریمهایی که با نام “تعرفه” و در پوشش “حمایت از تولید داخلی” به اجرا درآمد، اما در واقع، تجلی دیگری از همان سیاست اعمال سلطه بود. این رویکرد، نه صرفاً یک اقدام اقتصادی، بلکه بخشی از دکترین ژئواکونومیک ایالات متحده برای مهار رقبای جهانی و افزایش هزینههای رقابت برای آنان بود.
معافیت روسیه؛ پیام دیپلماتیک قدرت سخت و نرم
نکته کلیدی در این میان، استثنای روسیه از این تعرفهها بود؛ امری که در نگاه نخست، غیرمنتظره به نظر میرسید، اما در تحلیل عمیقتر، نشان از واقعیتهای ژئوپلیتیکی داشت. روسیه با تکیه بر قدرت نظامی، نفوذ ژئواستراتژیک و دیپلماسی مقتدرانه، توانست خود را از این حربه اقتصادی برهاند. این معافیت، حامل پیامی آشکار بود: در نظم جهانیای که آمریکا مدعی هدایت آن است، تنها کشورهایی میتوانند از فشار اقتصادی رهایی یابند که یا تابعیت محض را بپذیرند، یا از چنان قدرتی برخوردار باشند که هزینه تحریمشان، برای واشنگتن بیش از حد بالا باشد.
اقتصاد مقاومت؛ الگوی ایران در برابر تحریم و تعرفه
ایران، سالها پیش از آنکه ترامپ از حربه تعرفهها بهره گیرد، در خط مقدم مقابله با تحریمهای اقتصادی آمریکا قرار داشت. مقاومت اقتصادی ایران، نه بر پایه سازش و پرداخت باج، بلکه بر اساس تابآوری، اصلاح الگوهای تجاری، متنوعسازی شرکای اقتصادی و توسعه ظرفیتهای بومی شکل گرفت. تجربه ایران نشان داد که تحریم، نه یک حکم محتوم، بلکه معادلهای است که با رویکردهای هوشمندانه قابل تغییر است.
جهان در برابر تعرفهها؛ از پذیرش تا مقابله
کشورهای جهان در برابر سیاست تعرفهای ترامپ، واکنشهای متفاوتی نشان دادند. برخی دولتها، بهویژه در اتحادیه اروپا، ابتدا به امید مذاکره و کاهش تعرفهها، سیاست مماشات را در پیش گرفتند، اما خیلی زود دریافتند که در این بازی، هرگونه عقبنشینی، تنها به افزایش سطح مطالبه آمریکا منجر خواهد شد. به همین دلیل، رویکردهای تلافیجویانه در قالب تعرفههای متقابل، ایجاد پیمانهای تجاری جدید و حتی تلاش برای کاهش وابستگی به دلار در معاملات بینالمللی، در دستور کار بسیاری از کشورها قرار گرفت.
دکترین جدید سلطه، راهبردهای نوین مقاومت
تعرفههای اقتصادی، چیزی جز تحریم در لباسی جدید نیستند؛ ابزاری که هدف آن، نه صرفاً موازنه تجاری، بلکه تحمیل هزینههای ژئوپلیتیکی بر رقبای آمریکا است. در این میان، آنچه تعیینکننده است، نه صرفاً میزان تعرفهها، بلکه چگونگی واکنش کشورها به این فشارهاست. تجربه ایران و روسیه نشان داده است که در برابر این ابزار فشار، دو گزینه پیشروی کشورها قرار دارد: یا پذیرش سلطه و پرداخت باج اقتصادی، یا مقاومت و تدوین راهبردهای هوشمندانه برای دور زدن و خنثیسازی این فشارها. انتخاب مسیر، نه صرفاً یک تصمیم اقتصادی، بلکه تعیینکننده جایگاه کشورها در نظم نوین جهانی خواهد بود.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















