سخنی بیپرده و دوستانه با معاونت محترم سیاسی و امنیتی ایلام؛ از سیاستورزی تا مهندسی امید عمومی
در هر نظام حکمرانی، بهویژه در سطوح استانی که رابطهی دولت و جامعه صورتی ملموستر و میدانیتر به خود میگیرد، نهادهایی چون «معاونت سیاسی و امنیتی استانداری» نهفقط در قامت مدیریتهای اجرایی، بلکه بهمثابه بازیگرانی گفتمانساز و افقپرداز نقشآفرینی میکنند. آنگاه که سیاست به معنای تولید امید، ترمیم اعتماد، و مهندسی امید عمومی در میدانهای ذهنی و اجتماعی جامعه بازتعریف شود، اهمیت این معاونت به مثابه قلب تپندهی حکمرانی منطقهای نمایانتر میگردد.
در استان ایلام، استانی با وضعیت خاص ژئوپلتیکی، هویت مذهبی-عشیرهای، بافت جمعیتی محدود اما پرچالش، و تجربهی تاریخی محرومیت ساختاری، کارکرد چنین نهادی نهتنها یک وظیفه اداری، بلکه یک مأموریت تمدنی است.
با گذشت بیش از دو ماه از انتصاب جناب آقای صالحیان بهعنوان سرپرست معاونت سیاسی و امنیتی، همچنان فضای عمومی استان از نشانههای یک سیاستورزی نو، تحولخواه و مؤثر تهی است. افکار عمومی که چشمانتظار افقهای جدید، زبان تازه و کنشگرایی فعال در عرصههای اجتماعی و امنیت نرم بودند، در عوض، با تداوم سکوت خبری، گزارشهایی سطحی و ارتباطاتی محدود مواجهاند؛ گویی زمان به عقب بازگشته و سیاست، به تکرار بیجان سنتهای فرسوده فروکاسته شده است.
نمونههایی مانند دیدار با سرپرست انتقال خون ـ هرچند در جای خود اقدامی انسانی و نیکوست ـ نمیتوانند مصداق سیاستورزی کلان یا نشانگر بازتعریف مأموریت این معاونت باشند. در شرایطی که استان درگیر بحرانهای اجتماعی مزمنی چون خودکشی، افسردگی فراگیر، مهاجرت نخبگان، فرسایش سرمایه اجتماعی و اختلال در ارتباطات نسلی است، مردم از نهاد سیاسی-امنیتی انتظار دارند تصویر دقیقی از چشمانداز آینده، زبان تازهای از مشارکت، و الگوهایی متفاوت از بازسازی امید ببینند؛ بهویژه آنکه امید، این روزها بیش از هر کالای سیاسی دیگر، به مهندسی دقیق، شفاف و مستمر نیاز دارد.
از سوی دیگر، مسئله «مرجعیت رسانهای» که در مراسم معارفه جناب صالحیان طرح شد، میتوانست نقطهی عزیمت دورهای تازه باشد. اما فقدان سیاستگذاری فعال در این حوزه، موجب شده فضای رسانهای استان، به ویژه در پلتفرمهای مجازی، میدان بازی نیروهایی شود که با نگاهی مصرفزده، زبانی سخیف و گفتمانی مبتذل، نهتنها چهرهی ایلام را مخدوش ساختهاند، بلکه رابطهی مردم با حکومت را نیز در وضعیت شکننده قرار دادهاند.
در فقدان یک استراتژی رسانهای، بلاگرها و صفحات مجازی با لحن خشن، ناپخته و گاه آلوده به خشونت جنسی و بیاخلاقی، به تولید «زیست جهان مجازی» برای جوانان ایلامی دست زدهاند؛ جهانی که در آن، چهرهی اصیل ایلام ـ با تمدن دیرپای فرهنگی و افتخار ملی مذهبیاش ـ محو شده و به جای آن، تصویر استان بحرانزده، خشمگین و بیپناه نشسته است.
آیا نمیبایست سیاستورزی نوین، پیش از هر چیز، به بازسازی این مرجعیت رسانهای و مهندسی امید در افکار عمومی میپرداخت؟ آیا جوانان نخبه، خبرنگاران مؤمن، فعالان سیاسی و فرهنگی متعهد نباید به جای بلاگرهای پُر هیاهو، در میدان عمومی نقشآفرین باشند؟
از منظر نگارنده، تکرار نسخههای پیشین، آن هم در شرایطی که شرایط اجتماعی استان بهمراتب پیچیدهتر، آسیبها عمیقتر و شکافها جدیتر شدهاند، نهتنها راهگشا نیست، بلکه به استمرار «سیاستِ انفعال» میانجامد؛ سیاستی که بهجای امید، سکوت تولید میکند، بهجای مشارکت، انزوا میآفریند و بهجای پیوند، واگرایی رقم میزند.
معاونت سیاسی و امنیتی در استان ایلام باید به کانونی برای تولید معنا، تقویت قدرت نرم، مدیریت بحرانهای ادراکی و مهندسی امید عمومی بهعنوان یک راهبرد پیشینی در حکمرانی استانی تبدیل شود. این مأموریت، با صدور بخشنامه یا پیگیری امور جاری محقق نمیشود، بلکه نیازمند شکلدهی به افق مشترک میان نخبگان، حاکمیت و جامعه است؛ افقی که در آن همه احساس کنند در ساخت آیندهی استان شریکاند.
امید است جناب آقای صالحیان، با تجربه و شناختی که از بطن مسائل استان دارند، این رسالت تاریخی را دریابند و با نگاهی راهبردی و کنشگر، سیاستورزی را به معنای اصیل آن احیا کنند؛ وگرنه، فرصتها میگذرند و هزینههای بیعملی، سنگینتر از همیشه، دامان سرمایه اجتماعی را خواهد گرفت.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















