ایران، خانه تشیع است؛ جایی برای عادیسازی دشمنان اهلبیت نیست
در روزگاری که نبرد میان حقیقت و تحریف، ایمان و استحاله، و مذهب و منفعتطلبی سیاسی به اوج خود رسیده است، شاهد شکلگیری جریانهایی خزنده و هدایتشدهای هستیم که با بهرهگیری از پوششهایی چون اصلاحطلبی، آزادی بیان و تعامل با جهان، در پی تضعیف بنیانهای اعتقادی و هویتی ملت ایران، بهویژه مذهب اصیل تشیع دوازدهامامی، برآمدهاند.
تحرکات اخیر برخی چهرهها و رسانههای منتسب به جریانات بهظاهر حامی دولت چهاردهم – برخلاف مفاد منشور فرهنگی این دولت و سیره رئیسجمهوری ولایتمدار آن – نشان از آن دارد که بار دیگر، با الگوبرداری از شگردهای تاریخی همانند ماجرای قرآن بر نیزه در صفین و “پیراهن عثمان” بنیامیه، میکوشند از احساسات مذهبی مردم ابزار بسازند و روایت اصیل تشیع را تحریف کنند.
جمهوری اسلامی ایران، نظامی است برآمده از بطن انقلاب اسلامی و مبتنی بر نظریه ولایت فقیه؛ نظریهای که استمرار خط ولایت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و ترجمان عقلانیت دینی در سپهر حکمرانی اسلامی است. بدیهی است که در چنین ساختاری، مذهب رسمی کشور، تشیع اثنیعشری است و این مذهب، نهتنها هویت اعتقادی که شاکله سیاسی، فرهنگی و تمدنی این مرز و بوم را شکل داده است.
بیتردید، اقلیتهای دینی در ایران از آزادیهای مدنی و مذهبی برخوردارند و وفاداری و فداکاری آنان در دفاع از تمامیت ارضی کشور همواره مورد احترام جامعه بوده است؛ اما این هرگز به معنای آن نیست که اجازه داده شود در رسانه ملی یا تریبونهای رسمی، از قاتلان اهلبیت علیهمالسلام یا دشمنان تاریخی تشیع، چهرهای مثبت و تطهیریافته ترسیم گردد. چنین روندی نه آزادی، که خیانت به حافظه تاریخی ملت و تحقیر آموزههای عاشورایی و فاطمی است.
تلاش جریانهای وابسته به محورهای اسلام آمریکایی، همانند تفکر بنسلمان و حامیان منطقهایاش، برای تحمیل طرحهای سازشطلبانهای چون پروژه موسوم به “فرزندان ابراهیم” و کشاندن جهان اسلام زیر یوغ هژمونی لیبرالدموکراسی غرب، با مقاومت ایدئولوژیک و گفتمانی ملت ایران مواجه خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران، ضمن احترام به تمامی کشورهای منطقه و حفظ روابط دیپلماتیک، اجازه نخواهد داد اصول انقلاب و عقاید شیعی با مصلحتاندیشیهای سطحی و راهبردهای تحمیلی به مسلخ رود.
تلاش برای ترویج جریانهای قومگرای تجزیهطلب با رنگ و لعابهای فرهنگی، زبانی و حتی مذهبی – نظیر پانترکیسم، پانکردیسم یا تحریک هویتهای منطقهای – نهتنها تهدیدی علیه وحدت ملی است، بلکه در خدمت پروژههای براندازانهای است که از دل اتاقهای فکر سرویسهای اطلاعاتی غرب و صهیونیسم بینالملل تغذیه میشوند.
در این میان، آنچه نباید فراموش شود آن است که دفاع از تشیع، نه تعصب کور، بلکه وفاداری به حقیقت تاریخی، الهی و انسانی است. اگر مسیر دفاع از مکتب علوی، بهایی به سنگینی زندان، حذف، سانسور یا فشارهای روانی و معیشتی داشته باشد، فرزندان مکتب عاشورا با افتخار آن را خواهند پذیرفت. ما وارثان مکتب مختاریم؛ نه دیر به میدان میرسیم و نه از بند اسارت در هراسیم.
تشیع، هویت ملی ماست؛ ولایت فقیه، تبلور جمهوریت با صبغه الهی است؛ و دفاع از اهلبیت (ع) رسالت جاودانه ما خواهد بود.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















