در نظام حکمرانی اقلیمی، تصمیم به تعطیلی استانها بهواسطه پدیدههای جوی همچون بارندگی، گرد و غبار یا تغییرات ناگهانی دما، نباید محصول فضای هیجانی و رسانهای باشد. آنچه در روزهای اخیر در استان ایلام رخ داد، مصداقی روشن از دوگانهی «مدیریت علمی» در برابر «فشار اجتماعی مجازی» بود.
در شرایطی که شب گذشته موجی از مطالب در فضای مجازی، استان را در آستانهی یک تعطیلی دیگر قرار داده بود، مدیریت بحران استان ایلام تصمیمی مبتنی بر داده، تحلیل و منطق علمی اتخاذ کرد؛ تصمیمی که اگرچه در فضای احساسی مجازی شاید چندان محبوب جلوه نکند، اما در بلندمدت از حیث سلامت روانی، اقتصادی و زیستمحیطی کاملاً قابل دفاع است.
واقعیت آن است که تصمیمگیری درباره تعطیلی به دلیل شرایط جوی یا آلودگی هوا، نیازمند استناد به شاخصهای دقیق کیفیت هوا (AQI)، جهت و غلظت ذرات معلق (PM10 و PM2.5)، وضعیت بادهای غالب، پایداری هوا و نیز تحلیل ریسک سلامتمحور است. هیچیک از این پارامترها را نمیتوان در هشتگهای فضای مجازی یا در دقایقی پرحرارت در کانالهای خبری یافت.
در تجربهی ماههای گذشته، یک روز تعطیلِ تحمیلی بر اثر فشار مجازی، در عمل با روزی آفتابی و هوایی پاک همراه شد؛ و این یعنی نهتنها فرصتهای آموزشی و اقتصادی از دست رفت، بلکه مردم نیز نسبت به تصمیمات نهادهای رسمی دچار تردید و بدبینی شدند.
از این منظر، آنچه مدیریت بحران ایلام انجام داد، یک «تصمیم سختِ درست» بود؛ ایستادگی بر اصل علمی حکمرانی بحران و جلوگیری از نهادینهشدن مطالبهی تعطیلی به عنوان حق عمومی، صرفاً بر اساس شرایط روانی جامعه.
همچنین باید در نظر داشت که استانهایی مانند تهران، با وجود سطح بالای آلودگی، تنها در شرایطی که شاخصهای آلودگی به مرز هشدار یا وضعیت قرمز برسند، مشمول تعطیلی میشوند. در غرب کشور نیز پدیدهی گرد و خاک، تابع سامانههای همرفتی و بادهای منطقهایست که هر یک نیازمند تحلیل جداگانه و تخصصیست.
تعطیلی یک استان، تعطیلی یک اکوسیستم اجتماعی-اقتصادی است. این تصمیم، آخرین گزینه در سلسله اقدامات حفاظتی است و نه اولین پاسخ به التهابات روانی فضای مجازی.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















