در ادبیات کلاسیک علم سیاست، قدرت در سطوح رسمی و غیررسمی توزیع میشود. آنچه امروز در برخی ساختارهای محلی شاهد آن هستیم، ظهور نوعی قدرت غیررسمی است که با تکیه بر شبکهسازی رسانهای، خلأ مشروعیت را با غوغاسالاری جبران میکند. این پدیده را میتوان با تسامح «مدیرکلی تشویش اذهان عمومی» نام نهاد؛ عنوانی که هنوز در ساختار اداری ثبت نشده اما در میدان واقعیت، عملکردی فراتر از بسیاری از مسئولان رسمی دارد.
اخیراً فردی با پیشینهای مبهم، که برجستهترین مؤلفههای رزومهاش شامل عدم راهیابی به شورای شهر و مدیریت کانالهای مجازی با رویکرد تخریبی علیه دولت همسو است، با رفتارهایی شبهاداری، خود را در جایگاه مسئول فرهنگی یکی از نهادها قرار داده است؛ موضوعی که بهشدت سؤالبرانگیز شده. این جایگیری نهتنها یک خطای محاسباتی در نظارت بر فرآیندهای قدرتیابی محلی محسوب میشود، بلکه نماد برجستهای از چرخش نخبگان وارونه است؛ جایی که ملاک ارتقا، تخصص یا تعهد نیست، بلکه توانایی در برهمزدن نظم گفتمانی حاکم است.
از منظر مردمشناسی سیاسی، چنین چهرههایی در خلأ ساختارهای پاسخگو و شفاف، با بهرهگیری از تکنیکهای «تظاهر به مطالبهگری»، سعی دارند سرمایه نمادین لازم برای تصاحب قدرت را از طریق تحریک هیجانات تودهای به دست آورند. این کنش، که در جامعهشناسی سیاسی با عنوان «پاپولیسم دیجیتال» شناخته میشود، بیش از آنکه محصول اعتراض مدنی باشد، حاصل یک بازی سیاسی از پیش طراحیشده است.
در این میان، اگر نخبگان واقعی، متخصصان متعهد و کنشگران همسو با منافع ملی، سکوت اختیار کنند یا صرفاً نظارهگر باشند، در آیندهای نهچندان دور شاهد نهادینه شدن این نوع قدرتیابیها خواهیم بود. و آنگاه، تشویش اذهان عمومی نه یک انحراف، بلکه یک نهاد شبهسیاسی خواهد بود که با ظاهری قانونی، بدنه دولت را از درون میفرساید.
جامعه، حتی اگر فریب بخورد، فراموش نمیکند. مطالبهگریِ بدون عقلانیت و رسانهداریِ بدون مسئولیت، دیر یا زود در آینه افکار عمومی رسوا خواهد شد. مشروعیت، کالایی نیست که از کانالهای تلگرامی صادر شود.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















