در ماجرای جعل نام خلیج فارس، سکوت مطبوعاتی از آن جنس بود که نه به خاطر سانسور، که از سر بی‌هویتی بود. رسانه‌هایی که برای هر موج منطقه‌ای تیتر می‌زنند، در برابر تحقیر تاریخی ایران، لال ماندند

در روزگاری که موشک‌های یمنی از اعماق خاک مقاومت، نبض آب‌های جنوب را به تپش انداخته‌اند و خطوط کشتیرانی دشمن را به لرزه می‌اندازند، در همین سوی ماجرا، برخی رسانه‌های داخلی با وقاحتی تعجب‌برانگیز، تیتر می‌زنند: «شلیک یمنی‌ها، مانع از سرگیری مذاکرات ایران و آمریکا شد»!
چه کسی مسئول این واژگون‌سازی حقیقت است؟ آن روزنامه‌ای که به‌جای تحلیل قدرت منطقه‌ای محور مقاومت، شلیک مظلومانه انصارالله را مخل دیپلماسی می‌نامد، خود را نماینده کدام هویت رسانه‌ای می‌داند؟ ایران یا واشنگتن؟
در همین ایام، رئیس‌جمهور رژیم آمریکا در نطق رسمی، از تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی سخن می‌گوید؛ تحریفی آشکار از جغرافیای تمدنی ایرانی. انتظار آن بود که موجی از غیرت ملی رسانه‌ای برخیزد، تیترهایی در دفاع از هویت تاریخی ایران نقش ببندد، اما سکوت… سکوتی که نه از سر استراتژی، که از عمق خودتحقیری ریشه می‌گیرد.
آیا واقعا دلیل تعلیق مذاکرات، شلیک موشک در صنعاست؟ یا آنچه آمریکا را به توقف کشانده، افزایش سطح ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران است که عملاً هیمنه غرب را به چالش کشیده؟ آنجا که واشنگتن با صراحت اعلام می‌کند: «ایران حق غنی‌سازی ندارد، باید اورانیوم وارد کند»، آیا زمان آن نرسیده رسانه‌های مدعی، قلم‌های خود را نه در دفاع از میزهای مذاکره، بلکه در پاسداری از کرامت ملی به کار گیرند؟
در روزهایی که حتی برخی چهره‌های معارض خارج‌نشین، به جعل عنوان خلیج فارس اعتراض کردند، رسانه‌های داخلی غرب‌زده، نه‌تنها اعتراضی نکردند، بلکه ترجیح دادند با پاک‌کردن صورت مسئله، رضایت ارباب رسانه‌ای خود را جلب کنند. این سکوت، نه یک تصمیم حرفه‌ای، که سندی است بر پایان تعهد به «حقیقت» و «هویت».
در معرکه‌ای که موشک، دیپلماسی را به عقب می‌راند و رسانه، باید سنگر هویت باشد، برخی روزنامه‌ها سنگر را ترک کرده‌اند.
تاریخ خواهد نوشت: در روزی که خلیج فارس را به تحریف گرفتند، نخستین تیر به قلب «غیرت رسانه‌ای» اصابت کرد.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده