به محضر ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
موضوع: تحلیل راهبردی تحقیر جغرافیای سیاسی ایران در نشست ریاض و قدردانی از موضع ملی در برابر سناریوی سیاهنمایی آمریکایی-سعودی
جناب آقای دکتر پزشکیان،
در میانهی گذار نظم بینالملل از جهان تکقطبی به ساختارهای چندقطبی و متغیر، منطقهی حساس غرب آسیا، یکبار دیگر به میدان نبرد نرمافزارهای ژئوپلیتیک و رسانهای بدل شد. نشست اخیر ریاض، نه در هیئت یک همایش اقتصادی صرف، بلکه بهمثابه صحنهای برای بازنمایی تحقیر نظاممند جغرافیای تمدنی ایران طراحی شده بود؛ تحقیری که با الفاظ رئیسجمهور آمریکا آغاز شد، با سکوت منفعلانه میزبان سعودی تداوم یافت، و با تلاش برای جایگزینی نام جعلی به جای «خلیج فارس»، به اوج رسید.
ترامپِ پس از قدرت – که هنوز در رسانههای صهیونیستی صدای اول کاخ سفید تلقی میشود – در جریان نشست ریاض، از عربستان سعودی بهعنوان شریک راهبردی آمریکا یاد کرد و در عین حال، ایران را با ادبیاتی موهن، عامل بیثباتی معرفی کرد؛ در حالیکه بر کسی پوشیده نیست که بزرگترین تهدید امنیت منطقهای، ناشی از ناتوی عبری-عربی است، نه حضور قانونی و رسمی ایران در محور مقاومت.
قراردادهای تسلیحاتی به ارزش بیش از ۱.۲ تریلیون دلار میان عربستان و کمپانیهای نظامی ایالات متحده، اگرچه به ظاهر یک پیروزی اقتصادی برای آمریکا جلوه داده شد، اما در واقع به مثابه سند وابستگی امنیتی مطلق آلسعود به پنتاگون تعبیر میشود. به عبارتی دیگر، عربستان سعودی نه «تسلیحات»، بلکه «حق حیات سیاسی در منطقه» را از آمریکا خرید. و این، دقیقاً نقطهی مقابل سیاست راهبردی ایران است؛ که اتکایش به ظرفیت ملی، عمق ژئوپلیتیک در منطقه، و انسجام تمدنیست.
جناب رئیسجمهور،
ملت ایران، با پیشینهای به وسعت تاریخ و با تجربهای متراکم در مواجهه با تحقیر، تحریم و تهدید، هرگز تحت تأثیر نمایشهای رسانهای قرار نخواهد گرفت. اما اهمیت موضع رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران در چنین بزنگاههایی، نه فقط برای افکار عمومی داخلی، بلکه برای مخاطب بینالمللی تعیینکننده است.
در این راستا، موضع شفاف، عزتمدارانه و متکی بر کرامت ملی شما در مواجهه با این سیاهنماییها، بازتابدهندهی گفتمان جدیدی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی است؛ گفتمانی که نه از درِ انفعال، بلکه از جایگاه اقتدار نرم و مشروعیت دموکراتیک سخن میگوید. بیتردید، پاسخ شما به این سناریو، بیش از آنکه واکنشی سیاسی باشد، بازخوانی ماهیت مقاومت در عصر دیپلماسی پستمدرن بود.
نشست ریاض، در حقیقت صحنهی “بازفروش” تروریستهای شکستخوردهی جولانی به عربستان بود، تا در دورهی پساانتخابات سوریه و آغاز بازسازی منطقه، دوباره به کار گرفته شوند. همزمان، طرح حذف نام «خلیج فارس» از نقشههای رسانهای – که بهشکلی سیستماتیک از سوی لابیهای عبری-غربی حمایت میشود – بیانگر آن است که نبرد امروز دیگر صرفاً نظامی نیست، بلکه بر سر معنا، حافظه تاریخی، و نمادهای هویتی است.
در این شرایط، نقش دولت جنابعالی، نهفقط در هدایت دیپلماسی رسمی، بلکه در مدیریت نبردهای گفتمانی و تمدنی ایران با جریانهای جعل و تحریف اهمیت مضاعف دارد. انتظار ملت، نخبگان، و بدنهی جوان کشور آن است که در عرصهی مذاکرات آتی، هرگونه بازگشت به میز گفتگو، مشروط به عذرخواهی رسمی ایالات متحده و رژیم سعودی از اهانتهای رسانهای، تاریخی و جغرافیایی اخیر باشد.
ملت ایران، در طول تاریخ، بارها به اثبات رسانده که تنها با تکیه بر خود و با حفظ کرامت ملی ایستاده است. همانهایی که در برابر رژیم بعث، صدام و ائتلاف جهانی ایستادند، امروز نیز ارتش واقعی ایراناند.
و خلیج فارس – این قلب تپندهی هویت ایرانی – نه با نقشه، که با خون شهیدان حراست خواهد شد.
آقای رئیسجمهور، تاریخ در حال نگارش فصل تازهای از روابط بینالملل است. از شما انتظار داریم با اتکای به مردم، عقلانیت راهبردی، و غرور ملی، سکان این فصل را هوشمندانه در دست گیرید.
و یقین بدانید:
اگر لازم باشد، ملت ایران بار دیگر، همان خاک و آب شور جنوب را خواهد نوشید، اما عزت خود را به نفتدلارهای سعودی نخواهد فروخت.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















