در دیداری رسمی با وزیر توانمندسازی زنان اندونزی، دکتر سارا فلاحی، عضو کمیسیون امنیت ملی و رئیس کمیته حقوق بشر مجلس، از مدل مشارکت واقعی زنان در جمهوری اسلامی سخن گفت. این دیدار، فرصتی بود برای بازنمایی جایگاه زن ایرانی به‌عنوان کنشگر سیاسی، نه ویترین تبلیغاتی، در نظم نوین اسلامی.

در نظریه‌های کلاسیک علم سیاست، مشارکت سیاسی زنان در ساختار قدرت، همواره درگیر نسبت میان سنت، مدرنیته و گفتمان‌های هژمونیک غرب‌محور بوده است. اما جمهوری اسلامی ایران با بازتولید الگویی متمایز از زن در متن نظم دینی-سیاسی خود، توانسته است پارادایمی بدیل از زن کنشگر، آگاه و قدرت‌ساز ارائه دهد. دکتر سارا فلاحی، استاد دانشگاه، تحلیل‌گر حوزه امنیت و نماینده مجلس دوازدهم، شواهد تجربی این مدعا را تقویت می‌کند.

فلاحی، در مقام عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و رئیس کمیته حقوق بشر مجلس، صرفاً یک زن در ساختار سیاسی نیست؛ او بازنمای گفتمان «زن مسلمان عقلانیت‌محور» در مواجهه با نهادهای بین‌المللی و منطقه‌ای است. کارنامه او، از تحلیل‌های انتقادی در باب حکمرانی داخلی گرفته تا مشارکت در نشست‌های رسمی با مقامات کشورهای اسلامی نظیر اندونزی، مؤید آن است که زنان در جمهوری اسلامی نه تنها تابع ساختار قدرت نیستند، بلکه آن را بازتعریف و حتی بازتولید می‌کنند.

سارا فلاحی در مواجهه با وزیر توانمندسازی زنان اندونزی، از «دیپلماسی زن‌پایه» به عنوان ابزار گفت‌وگوی تمدنی میان ملت‌های مسلمان بهره گرفت. او از جنس «زنان وارد در عرصه امنیت ملی» است، نه در قالب‌های کلیشه‌ای زنانگی یا کارکردهای نمادین. چنین جایگاهی، فراتر از پروژه‌های نمایشی شبه‌مدرن در کشورهای منطقه نظیر عربستان سعودی است که در آن زنان با صرف سرمایه‌های نجومی به ویترین‌های دیپلماتیک بدل شده‌اند، بی‌آنکه در سپهر تصمیم‌سازی حقیقی جایگاهی داشته باشند.

جمهوری اسلامی، برخلاف مدل زن‌زدای پهلوی که زن را ابژه سلطنت و ابزار بزک غرب‌گرایی می‌خواست، توانسته است با اتکا به عقلانیت دینی، آموزش‌محوری و اعتماد به توانمندی‌های بومی، زنانی را پرورش دهد که نه فقط مصرف‌کننده قدرت بلکه تولیدکننده معنا در فضای سیاست‌اند. کنشگری سارا فلاحی در مجلس، تبلور این «تحول نرم ساختاری» است؛ زنی که بارها در باب حقوق معلمان، کارگران، جوانان و زنان در صحن علنی مجلس مواضعی صریح، عدالت‌خواهانه و برخاسته از متن جامعه اتخاذ کرده و مورد توجه همزمان جریان‌های داخلی و رسانه‌های بین‌المللی قرار گرفته است.

از این منظر، می‌توان ادعا کرد که مدل زن در جمهوری اسلامی ـ برخلاف عربستان، امارات یا حتی ساختارهای پنهان‌سالار اروپای شرقی ـ نه بازتاب دیپلماسی زینتی، بلکه محصول یک فرایند درونی، هویتی و ایدئولوژیک است.

زنانی چون سارا فلاحی، نه در حاشیه، بلکه در متن قدرت، نه در و ویترین های رسانه‌ای بلکه در میدان سیاست واقعی، نمایندگان عصری نوین از هویت زن مسلمان در عصر گذار از استعمار فکری‌اند.

 

  • نویسنده : عباس اکبری زاده