دیدار اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی با فرهنگیان، بار دیگر عمق استراتژیک گفتمان سیاسی–امنیتی جمهوری اسلامی ایران را در برابر منطق سلطهطلبانه غرب، بهویژه ایالات متحده، به نمایش گذاشت. ایشان با صراحتی استوار، تکرار کردند: «آمریکا باید از منطقه غرب آسیا برود.» این جمله کلیدی، بخشی از یک راهبرد فراگیر است که از سالها پیش، در ادبیات ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی تثبیت شده است؛ راهبردی که بر اساس آن، صلح و ثبات پایدار تنها با طرد قدرتهای فرامنطقهای و تقویت بازیگران بومی قابل تحقق خواهد بود.
رهبر انقلاب با نگاهی فراتر از مناسبات روزمره و تاکتیکی، به کالبدشکافی مناسبات تحمیلی آمریکا و کشورهای عربی پرداختند. تحقیر آشکار رهبران عرب در نشست ریاض، که طی آن دونالد ترامپ آنان را بهصراحت «گاوهای شیرده» نامید، از نگاه معظمله نه یک رفتار شخصی، بلکه نماد اضمحلال کرامت سیاسی نظامهای وابسته و نمونهای از استعمار نوین بود. ایشان هشدار دادند که دولتهای عربی، در سایه چتر امنیتی آمریکا، به بازیگرانی بدل شدهاند که با رفتن آمریکا، حتی توان استمرار دهروزه نیز نخواهند داشت.
در تکمیل این منظومه گفتمانی، نگارنده با تکیه بر دادههای تحلیل سیاسی، از مفهوم «سیاست بادکنکی» در تشریح عملکرد دولت ترامپ بهره میگیرد. در این الگو، آمریکا با بهرهگیری از ابزارهای تبلیغاتی و تزریق موقت قدرت، دولتهای عربی را به موجودیتهای متورم اما تهی از اقتدار درونی تبدیل کرد. سیاستی که با هر تغییر در ساختار قدرت واشنگتن، دچار ریزش و فروپاشی درونی میشود؛ چراکه این «بادکنکهای امنیتی» فاقد سازوکار پایداری هستند.
در چنین فضایی، یکی از واکنشهای مؤثر و هماهنگ با سیاستهای کلان نظام، از سوی دکتر سارا فلاحی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، ارائه شد. فلاحی، با درک عمیق از راهبرد مقاومت فعال و در راستای فرمایشات رهبر انقلاب، موضعی قاطع و بُرنده اتخاذ کرد. او خطاب به جهان اسلام اعلام کرد:
«شیر نفت و گاز خود را که بهسوی اسرائیل و نظام سلطه سرازیر شده، قطع کنید؛ اسرائیل از درون فروخواهد پاشید.»
این موضع، صرفاً یک واکنش احساسی یا فردی نبود؛ بلکه در هماهنگی کامل با گفتمان ضدصهیونیستی نظام جمهوری اسلامی و ساختار امنیتی چندلایه آن شکل گرفت. سارا فلاحی در مقام عضوی از نهاد تخصصی–قانونگذار در حوزه امنیت ملی، صدای دوم رهبر انقلاب در ساحت تقنین و مطالبهگری منطقهای بود. سخنان او، ترجمان مستقیم دکترین «انقطاع راهبردی از سلطه» بود؛ دکترین معطوف به خلع ید از منابع استراتژیک، بیاثر کردن پیوستهای اقتصادی رژیم صهیونیستی، و فعالسازی ظرفیتهای پنهان ملتهای اسلامی برای تغییر ژئوپلیتیک منطقه.
رهبر انقلاب نیز، با نگاهی فراتر از تاکتیکهای روزمره، مسیر آینده را اینگونه ترسیم کردند:
«آمریکا از منطقه خواهد رفت و اسرائیل نیز از صحنه حذف خواهد شد.»
این پیشبینی نه از موضع آرزو یا شعار، بلکه مبتنی بر شاخصهای دقیق میدانی، روندهای تضعیف هژمونی آمریکا، و ارتقای نقش بازیگران مقاومت در منطقه بیان شد.
در جمعبندی، آنچه از این سخنان و تحلیلها برمیآید، تثبیت «ایران بهمثابه مدل» در سطح منطقه است؛ مدلی که بر مبنای استقلال ساختاری، دیپلماسی مقاومت و مردمسالاری دینی توانسته نظم موجود را به چالش بکشد و افق جدیدی از نظم پسا–سلطه را پیشروی منطقه قرار دهد.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















