ایلام، این شهر مرزی با ظرفیتهای بیبدیل فرهنگی، اقلیمی و انسانی، سالهاست که درگیر چالشی دیرپا میان انتظارات نوپدید شهروندان و سازوکارهای سنتی مدیریت شهری است. از دوره شورای قبل تاکنون، شهرداری ایلام تحت تأثیر کشمکشهای سیاسی، مداخلات قومگرایانه، و ناپایداری منابع مالی، دورهای پر التهاب را سپری کرده است؛ دورهای که نهتنها پروژههای شهری را با تأخیر و اختلال مواجه ساخت، بلکه سرمایه اجتماعی مدیریت شهری را نیز تضعیف کرد.
با تولد فضای مجازی، افقهای تازهای در برابر مطالبهگری شهروندان گشوده شد؛ شهروند امروزی، دیگر مخاطب شعارهای دهانپرکن و رنگآمیزیهای سطحی نیست. دورهی شهرسازی نمایشی که با بزک خیابانها، نصب نمادهای زیباشناختی فصلی، و پروژههای کمعمق اما پرهزینه، چهرهای آراسته اما ناپایدار از شهر میساخت، به پایان رسیده است. نمیتوان با باران زمستانی و شکوفههای بهاری، چهرهی شهر را ترمیم کرد، آن هم وقتی ریشهی زیرساختهای شهری پوسیده و ناکارآمد است.
شورای شهر ایلام، در ادوار گذشته، گاه با نگاههای خطی، مصلحتاندیشیهای محلی، و تصمیمگیریهای مبتنی بر نسبتهای قومی و فامیلی، فرصت عدالت شهری را قربانی سلیقهمحوری کرده است. پروژههایی که میتوانستند بهصورت عادلانه میان مناطق شهری توزیع شوند، بعضاً صرف نوسازی معابر اطراف منازل نزدیکان شوراییان شد و بخشهایی از شهر در حاشیهی خدمات باقی ماندند.
در چنین فضایی، مدیریت شهری نیازمند شهرداری بود که هم قدرت تابآوری در برابر رقابتهای سیاسی شورا را داشته باشد و هم توان حل مسائل پیچیدهی مالی، حقوقی و عمرانی را. افشین مظفری، شهردار فعلی، در میان حجم عظیمی از بدهیهای انباشته، حسابهای مسدود، اعتراضات کارگری، و وقفههای عمرانی، مسیر دشواری را آغاز کرد. اما با تکیه بر راهبردهای مالی شفاف، تعامل با پیمانکاران و شهروندان، و اصلاح چرخهی پرداختیها، توانست شهرداری را از لبهی بحران به حاشیهی ثبات منتقل کند.
پرداخت بهموقع دستمزدها، کنترل اعتراضات کارگری، و بازگرداندن انگیزه به بدنهی کارگری و رسمی شهرداری، تنها بخشی از توفیقات وی است.
در موضوع ساماندهی دستفروشان نیز، آنچه بیش از هر چیز نیازمند بازنگری است، میراث طرحهای ناکارآمد گذشته است؛ طرحهایی که بدون پیشبینی زیرساختهای جایگزین، صرفاً با رویکرد حذف و ممنوعیت اجرا شدند. خیابان طالقانی بهعنوان محور اصلی بازار ایلام، سالهاست با حضور گستردهی دستفروشان مواجه است، اما واقعیت آن است که ادامهی این وضعیت، نه با منطق مدیریت شهری سازگار است و نه با اصول زیباسازی و نظم ترافیکی همخوانی دارد. نمیتوان به بهانهی معیشت، شریان اصلی بازار را مسدود کرد و حق عبور و مرور شهروندان و خودروها را نادیده گرفت. در عین حال، نمیتوان با برخوردهای قهری و ضربتی، معیشت بخشی از جامعه را نادیده گرفت. مدیریت شهری باید راه میانهای بیابد که در آن، اقتصاد خیابانی به رسمیت شناخته شود، اما در جایگاه و بستری مناسب و خارج از گلوگاههای پررفتوآمد شهری سامان یابد. آنچه امروز در شهرداری ایلام دیده میشود، تلاش برای خروج از تقابل و ورود به دورهای از ساماندهی هوشمند است؛ رویکردی که اگر با همراهی شهروندان و درایت کارشناسان همراه شود، میتواند نقطهی پایانی بر سالها آشفتگی در فضای بازار باشد.
ایلام در مسیر گذار است؛ از شهردارینمایی به مدیریت شهری واقعی، از شورابازی به مردمسالاری محلی، و از تصمیمات محفلی به راهبردهای تخصصمحور. اگر این مسیر با عقلانیت، مشارکت و برنامهریزی همراه باشد، آیندهی شهر روشنتر از گذشته خواهد بود.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















