جناب رئیس جمهور پیشاپیش ورودتان به استان مرزی، مقاوم و مظلوم ایلام را خوشآمد میگوییم؛ سرزمینی با مردمانی نجیب، اصیل، انقلابی و وفادار، که همواره در بزنگاههای حساس جمهوری اسلامی خوش درخشیدهاند، اما امروز در گرداب انباشتشدهی مسائل ساختاری، اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی، نیازمند تدبیری عمیق، عادلانه و شجاعانهاند.
جناب رئیسجمهور،
ایلام در کانون ژئوپلیتیک غرب کشور قرار دارد؛ استان یکدست شیعه که در سالهای دفاع مقدس، دژ مستحکم انقلاب اسلامی نام گرفت و نخستین سفر مقام معظم رهبری به آن، نقطه عطفی در توسعه آموزش عالی و پرورش نخبگان آن شد.
اما این دیار، بهرغم وفاداری سیاسی، حضور گسترده در انتخابات، و تقدیم صدها شهید، امروز از شکافهای عمیق ساختاری و تبعیضهای تاریخی رنج میبرد؛ شکافهایی که در چهره آمارهای بیکاری، شاخصهای آسیب اجتماعی و محرومیت مزمن زیرساختی آشکار شدهاند.
مهمترین بیماری ایلام، نه فقط بیکاری یا کمبود بودجه، که «بحران آسیبهای اجتماعی ناشی از توسعهنیافتگی مزمن» است. این بحران، نه پدیدهای جدید، که پیامد انباشتهشدهای از نابرابری، تبعیض، حاشیهنشینی سیاسی و بیعدالتی در تخصیص منابع ملی است.
علائم این بیماری را در کوچههای خاموش ملکشاهی، در چشمان گریان مادران چوار، در صف مهاجرت جوانان به بنادر جنوب و پایتخت، و در آمار نگرانکننده خودکشی و اعتیاد بهوضوح میتوان دید.
آمار رسمی بیکاری ۶ درصد اعلام میشود، اما واقعیت خیابانی، رقمهایی بسیار بالاتر را فریاد میزند.
جوانان ایلامی، بدون بیمه و با حقوقهای حداقلی، در مشاغل سخت در تهران و جنوب کشور به کار گرفته میشوند و اغلب در میانسالی ازکارافتاده میشوند.
طلاق، افسردگی، خشونت خانگی، خودکشی و گاه دگرکشی، معلول مستقیم فشارهای ناشی از فقر، بیکاری و حاشیهنشینی است.
بهطور ویژه، پدیده خودکشی جوانان، از مهمترین زنگ خطرهای اجتماعی این استان است که نیازمند مداخلهای علمی، ریشهای و فوری است.
در حالیکه بیش از ۹۰ درصد ذخایر نفت و گاز غرب کشور در ایلام واقع شدهاند، مدیریت آن به استان کرمانشاه واگذار شده است. این موضوع، عملاً ایلام را از بهرهمندی از منابع خود محروم کرده و صدای مردم در مطالبه تأسیس شرکت مستقل نفت و گاز غرب، سالهاست که شنیده نمیشود.
شخصیتهای ذینفوذی چون زنگنه و مصری، مانعی تاریخی در مسیر استقلال نفت و گاز ایلام بودهاند.
تأسیس شرکت بهرهبرداری نفت و گاز غرب با مرکزیت ایلام، خواسته جدی مردم و نخبگان استان است.
پتروشیمی چوار با وجود آغاز به کار، برای جوانان منطقه اشتغالزایی ملموسی ایجاد نکرده است. شرکتهایی چون ارغوانگستر، با سوءمدیریت و بیتدبیری، موجی از ناامیدی و سرخوردگی را در میان جوانان این دیار بهوجود آوردهاند.
در مهران، دهلران و هلیلان، کلنگ پتروشیمیها بر زمین خورد، اما نه خبری از اشتغالزایی شد، نه مهار آلودگی.
سفره امید جوانان بسته شده و پروژههای نمایشی، بدون پشتوانه اجتماعی، تأثیری در بهبود کیفیت زندگی نداشتهاند.
شهر چوار، یکی از آلودهترین نقاط زیستمحیطی استان است. پالایشگاه گاز، پتروشیمی و کارخانه سیمان، هوای تنفسی مردم را به مرز بحران رساندهاند.
شبانه اگر از جاده چوار عبور کنید، بوی تعفن آلودگی، نخستین نشانه بحران است.
با وجود اعتراضهای مردمی، تاکنون جز بیانیههایی صوری، اقدام جدی برای کنترل این آلودگیها انجام نشده است.
سلامت مردم در معرض خطر است و هیچ سازوکار جدیای برای جبران زیستمحیطی وجود ندارد.
ملکشاهی، این خطه شهیدپرور و مرزدار، که نامهایی چون شهید غیوریزاده ها و بسطامی ها را در دل خود دارد، از جمله مناطقیست که همواره با وفاداری بیچونوچرا به آرمانهای انقلاب، در لحظات سرنوشتساز کشور، خوش درخشیده است.
در تمام انتخاباتهای ریاست جمهوری و مجلس، نخبگان سیاسی اصولگرا و اصلاحطلب این شهرستان، با آگاهی و رقابت سازنده، موجی از شور و شعور سیاسی در ملکشاهی رقم زدهاند. این تعامل پویا، موجب شده که ایلام، بهطور مداوم، در زمره سه استان برتر کشور از نظر مشارکت حداکثری مردم در انتخاباتها قرار گیرد.
اما با وجود این وفاداری مثالزدنی، ملکشاهی در ساختار مدیریتی کشور و استان سهمی درخور نگرفته است.
بهجز انتصاب فرماندار، دیگر نخبگان توانمند این دیار در ساختارهای اجرایی به کار گرفته نشدهاند.
جوانان تحصیلکرده، کارآزموده و متعهد این منطقه، در حالی از چرخه تصمیمسازی کنار گذاشته شدهاند که در میدان رأی و مسئولیتپذیری همواره پیشقدم بودهاند.
بیتوجهی مزمن به این شهرستان مرزی، منجر به شکلگیری شکاف اعتماد شده و زمینه را برای نفوذ فکری جریانهای انحرافی و تجزیهطلب فراهم کرده است؛ جریاناتی که با سوءاستفاده از مشکلات معیشتی، فقر زیرساختی و نبود فرصتهای شغلی، برخی از جوانان را هدف قرار دادهاند.
ملکشاهی امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند اعتماد، سرمایهگذاری، و تغییر نگاه از “امنیتی” به “توسعهمحور” است.
پیشنهادات
تشکیل کمیته ملی درمان آسیبهای اجتماعی در ایلام با حضور متخصصان اجتماعی، روانشناسان و کارشناسان فرهنگی.
اختصاص بودجه ویژه متناسب با شدت آسیب اجتماعی، نه صرفاً سرانه جمعیت.
تأسیس شرکت نفت و گاز غرب با مرکزیت ایلام و بازگرداندن مدیریت منابع به صاحبان واقعیاش.
ایجاد بازارچه مرزی در ملکشاهی بهعنوان راهبردیترین اقدام برای خروج از بنبست اقتصادی.
پایان دادن به مدیریت تبعیضآمیز نفت و گاز و شفافسازی در خصوص نقش خواص سیاسی منطقهای در ممانعت از توسعه ایلام.
تدوین سند جامع توسعه فرهنگی ـ اجتماعی ایلام با همکاری دانشگاه ایلام، حوزه هنری، استانداری و نهادهای انقلابی.
اصلاح نگاه امنیتی به جوانان ملکشاهی و بهرهگیری از ظرفیت آنان در مدیریت و سیاستگذاری محلی.
تعریف حقابهی مشخص از سد ملکشاهی برای توسعه کشاورزی منطقه و توقف تعطیلی طرحهای تولیدی وابسته به آب.
جناب آقای دکتر پزشکیان،
ایلام در این سفر، منتظر وعده نیست، منتظر درمان است. منتظر حکمرانیای که به جای گفتار درمانی، جراحی عمیق عدالت را آغاز کند؛
نه برای رضایت رسانهها، بلکه برای جانهای دردمند این سرزمین.
ایلام، اگرچه زخمیست، اما زنده است.
اگرچه محروم است، اما مأیوس نیست.
اگرچه تنهاست، اما چشمانتظار تدبیر و شجاعت است.
- نویسنده : فرزانه محمودی


















