در میانه‌ی خرداد ۱۳۶۴، وقتی که گمان می‌رفت شعله‌های جنگ رو به خاموشی است، آتشی تازه در ملکشاهی و ایوان زبانه کشید. دشمن بعثی، بی‌هیچ ملاحظه‌ای، آسمان این دو شهر را به بارانی از بمب و آتش آراست و در اندک‌زمانی، بیش از ۲۰۰ تن از فرزندان بی‌دفاع این خاک، از کودک و نوجوان تا مادر و معلم، در خون خود غلتیدند. اما آنچه از دل این فاجعه برخاست، گل‌هایی بود جاودانه؛ شهیدانی که با خون خویش، خرداد ایلام را به باغی ابدی از عزت و حماسه بدل ساختند.

در سپیده‌دم بهمن ۱۳۵۷، نهال نوپای انقلاب اسلامی در ایران کاشته شد؛ نهالی که در برابر طوفان‌های استکبار جهانی قد برافراشت و چشم‌انداز جدیدی در جغرافیای سیاسی خاورمیانه رقم زد. اما این نهال شکننده، به سرعت هدف هجمه‌ای همه‌جانبه قرار گرفت؛ هجوم گسترده‌ای که توسط ائتلافی نامرئی از قدرت‌های غربی و منطقه‌ای – آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و رژیم بعث عراق – به منظور مهار استقلال سیاسی و استراتژیک ایران سازماندهی شده بود.

جنگی که به تعبیر تاریخ‌نگاران، نه صرفاً یک منازعه مرزی، بلکه صحنه‌ای از جنگ تمام عیار در خاورمیانه و مبارزه‌ای ایدئولوژیک برای سرنوشت منطقه بود.

استان ایلام، به دلیل موقعیت جغرافیایی و فرهنگی خاصش، به دژ مستحکم انقلاب تبدیل شد؛ خط مقدم مقابله با هجوم نیابتی بعثی‌ها که نه تنها به عنوان سنگر دفاع از تمامیت ارضی ایران بلکه به عنوان نمادی از مقاومت ملی و مذهبی در برابر سلطه‌طلبی‌های خارجی شناخته شد. این استان، از معدود مناطقی بود که در طول هشت سال جنگ، با وجود کمبود امکانات و زیرساخت‌های نظامی، توانست با روحیه‌ای شکست‌ناپذیر و ایثارگری‌های بی‌نظیر، ستون فقرات دفاع مقدس را تشکیل دهد.

اما خرداد ۱۳۶۴، به‌ویژه روزهای ۱۷، ۱۸ و ۱۹، فصل تلخ و در عین حال پرشوری از تاریخ مقاومت ایلام است؛ سه روزی که در آن، ۲۰۲ شهید از شهرستان‌های ایوان و ملکشاهی به شهدای انقلاب و دفاع مقدس پیوستند. در ۱۷ خرداد، ملکشاهی مظلومانه زیر آتش سنگین بمباران هوایی رژیم بعثی عراق قرار گرفت و به صحنه‌ای از کربلای معاصر بدل شد؛ صحنه‌ای که در آن، مردان و زنان بی‌دفاع اما سربلند، قربانی راه استقلال و عزت ملی شدند.

در آن روز خونین، آسمان ملکشاهی شاهد پرواز ارواح پاک ۷۲ شهید بود. شهدایی چون:

عباس حیدری، حسین ناصری‌گهر، حسین عشرتی‌پور، ناصر جوانمردی، صاحب ناصری، خدیجه تیلا، محمد عبدالحسینی، فریبا ناصری، حسن تیلا، علی تابا، علی ناصری، صبریه فرخی، احمد ارسن، نارنج اعتقادی، عبدل برمغاز، ابراهیم دارات، کریم رحیمی، میر‌حسین برجی، خدابخش رضایی، خالد بدراوی، قاسم نصراللهی، محسن برجی، جمیل برجی، عزت شاهنشاهی، زبیده نصراللهی، محو علی‌مرادی، ایده فرخی، لطیفه برمغاز، فاطمه سعیدی‌پور، خان‌ماوی دهقان‌پیر، خیریه احمدی، بشری تیموری، نورالصباح زیبایی‌یکتا، امیدعلی ولدبیگی، ابراهیم بشکار، حبیب طهماسبی‌پور، نورخدا اندوز، نعمت ناصری، عادل جعفرزاده، لطیف برزکار، سعدالله برزکار، صادق برجی، فاطمه انار مشک، زهرا جنابی‌ور، مریم جعفری، فوزیه خشی، زیبا تبت، فریبا مهدی‌زاده، مهین برجی، ریحان جعفرزاده، فاطمه مهدی‌زاده، ثریا ولی‌الهی، سمیرا طهماسبی‌پور، ثریا عزیزعلی‌پور، محمدعلی ولی‌الهی، علی میر ناصری، جمیل نصراللهی، ابراهیم مهدی‌زاده، شازنان محمدی‌نیا، ابراهیم تخ جم…

این فهرست مقدس، نه صرفاً اسامی افراد، بلکه سند زنده‌ای از فداکاری یک قوم است؛ ملتی که در برابر تجاوز ایستاد و بهای استقلال را با خون فرزندان خود پرداخت.

در همین حال، ایوان نیز در ۱۸ و ۱۹ خرداد همان سال، با بمباران سنگین و هدفمند رژیم بعث، ۱۳۰ شهید دیگر تقدیم کرد؛ مردمی که هنوز در سوگ همسایگانشان در ملکشاهی بودند، این‌بار خود در خاک و آتش آرمیدند.

شهدایی چون:
ابوذر مرادی، اسدالله آبدونی، اسدالله ملکی، اسد رستمی، زهرا اسماعیلی، رضا اسماعیلی، شمسی اسماعیلی، جوهر اسماعیلی، اکبر فلاحی، احمد احمدی، احسان احمدی، الهام احمدی، الهام ایدی‌پور، الهام صیدی چقاماهی، ایران رستمی، احمد مرادی، احمد رشیدی، جلیل احمدی، رضا احمدی، جلیل احمدی، احمدی گرچی، اسماعیل شکرپور ابراهیم، ابراهیم پور قباد، ابراهیم شکرپور مسیح، سلمه ارکوازی، شیرین ارکوازی، غلام‌حسین اسدی، سلمان بیرامی‌پور، حمدالله بیگلر، زبیده بیامرز، زهرا درگی، زهرا درگی، حمیدرضا حیدری، نجم‌الدین حیدری، سلمان حیدری، رضا حسینی، قاسم حسینی، علی‌اکرم حسین‌پور، حرمت مرادی، حمدالله زرگوشی، طوبی زرین‌تاج، حجت زارعی گورخرمی، سلیمان روشن‌ضمیر، عاطفه صادقی‌خواه، مهدی صیدی، الهام صیدی چقاماهی، مریم صفری، لطیف فلاحی، ملوک فلاحی، خاص‌بانو فرامرزی، قاسم فرنگی نصراللهی، فرنگیس رشیدی، فرنگیس محمدی، فردوس قاسمی، نسرین کاظمی، زهرا کاظمی، حسین کرمی، جواد کرمی، مهرداد کریمی چقاماهی، عباسعلی کریمیان، حسین کرمی، رضا کمری، همت کوهی ماژین، لیلا محمودی، رضا محمودی، مهوش محمدی، سهیلا محمدی، مریم محمدی، مهناز منصوری، مصطفی منصوری، احمد مرادی، حسن مرادی، جوهر مرادی، حسین مرادی، نعمت‌الله مرادی، دولت مرادی، حرمت مرادی، یدالله مرادی،اسدالله ملکی، عبدالله مقصودی، سید سلمان موسوی‌فرد، روح‌الله نادر ذلانی، فرصت نادری ذلانی، عباسعلی نادری ذلانی، محمدسجاد نادری ذلانی، سید سجاد نادری ذلانی، یدالله نادری ذلانی، علی‌نظر نادری ذلانی (و تکرارهای متعدد نام ایشان).

این اسامی، زیارت‌نامه‌ای زنده‌اند؛ طومار خونینی که تاریخ ایلام را بر فراز قله‌های کبیرکوه و در عمق چشمان داغ‌دار مادران شهید، ماندگار کرده است.

اما امروز، برخی روایت‌ها خاموش مانده‌اند؛ گفتمان مقاومت جای خود را به دعواهای زرگری در ستادهای انتخاباتی داده است. کسانی که حتی حاضر به تحمل یک شب در سنگر نبودند، اکنون با استناد به چند استوری تبلیغاتی، خود را وارثان انقلاب می‌دانند. اینان کسانی هستند که در فضای مجازی با انتشار استوری‌های پرطمطراق برای نامزدهای انتخاباتی، نقش نمایشی بازی کردند، اما هیچ‌گاه نمی‌توانند خود را مدافع وطن بنامند؛ چرا که در هشت سال دفاع مقدس، در استان ایلام، پیکرهای مقدس شهدا بی‌هیاهو به خاک سپرده شدند و کسی نیامد استوری بگذارد و سهم‌خواهی کند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی با درک اهمیت این مقاومت، شخصاً در کنگره سه هزار شهید ایلام شرکت کردند و به پاسداشت شهدای «زمین چمن چوار ۶۵» پرداختند؛ رویدادی که نه تنها در سطح ملی بلکه در سطح بین‌المللی نیز بازتاب یافت و ورزشکاران و چهره‌های ورزشی جهان، به احترام این ایثارگری‌ها ایستادند.

خرداد ۶۴، ماهی سرنوشت‌ساز و آزمونی تاریخی است که نشان می‌دهد هرچند جنگ پایان یافت، اما نبرد واقعی برای حفاظت از ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب همچنان ادامه دارد. آیا امروز وقت آن نرسیده که صاحبان واقعی انقلاب، کسانی که با خون و جان این خاک را آبیاری کرده‌اند، بار دیگر مدیریت و رهبری کشور را در دست گیرند و اجازه ندهند که رانت‌خواران انتخاباتی و سیاسی، جایگاه اصلی این ملت را مصادره کنند؟

  • نویسنده : عباس اکبری زاده