جناب آقای دکتر پزشکیان
رئیسجمهور محترم جمهوری اسلامی ایران
ساعاتی دیگر، گام بر خاک دیاری خواهید نهاد که در متن جغرافیای جمهوری اسلامی ایران، همواره مرزدار، مقاوم، محروم و مغفول بوده است. ایلام، سرزمین پنهانمانده در نقشه توسعه، اما پرتلاطم در تاریخ ایستادگی ایران، امروز بیش از هر زمان دیگری، چشم به افقی تازه دوخته است؛ افقی که شاید با حضور شما معنا بگیرد.
ایلام، دروازه طلایی اربعین است؛ محل تلاقی تمدنها، ادیان و گویشها؛ اما در پایتخت غریب است. جملهای که نخستین بار در صحن علنی مجلس هفتم از زبان معلمی از هلیلان جاری شد—مرحوم دکتر مرتضی کرمی—که گفت: «ایلام در تهران غریب است.» اکنون، پس از گذشت قریب به دو دهه، هنوز این غربت، نهتنها برچیده نشده، بلکه پیچیدهتر و ساختاریتر شده است.
در همهی این سالها، با وجود ارتقای نسبی کیفیت نمایندگان ایلام در مجالس اخیر—از جمله نقش برجسته دکتر سارا فلاحی در دورههای یازدهم و دوازدهم بهعنوان زنی مطالبهگر و معترض به حذف وزیران کلیدی—اما ساختارهای حاکم بر تصمیمسازی برای ایلام، همچنان مرکزـمحور، تهرانـسالار و بیاعتنا به ظرفیتهای بومی باقی مانده است. گویی صدای توسعهخواهی ایلام، پیش از آنکه پژواکی یابد، در هیاهوی سیاسیون صاحبنفوذ گم میشود.
جناب رئیسجمهور،
ایلام نه در منابع فقیر است، نه در نیروی انسانی؛ بلکه در زنجیره تصمیمسازی و مدیریت ملی، همواره در حاشیه بوده است. حاشیهای که محصول رفتارهای قبیلهگرایانه، انحصارگرایانه و سیاستزدگی نیروهای بومی نیز هست. در ایلام، دیوار بلند «خودیسازی» حتی میان خویشاوندان هم کشیده شده است.
سالهاست که حلقههای محدود و غیرپاسخگو، عرصه مدیریت استانی را از هر نوع استقلال، نوگرایی و تعامل خالی کردهاند.
در چنین شرایطی، امروز برای نخستینبار پس از سالها، مدیری بومی، متخصص و نجیب بر مسند استانداری ایلام تکیه زده است: دکتر احمد کرمی؛ چهرهای شناختهشده در مدیریتهای کلان کشوری، با کارنامهای فنی، بیحاشیه و درک عمیق از بافت اجتماعی ایلام.
از نخستین روزهای مدیریت ایشان، نشانههایی از تغییر ریل سیاستگذاری در استان نمایان شد. در رویکرد به مدیریت منابع انسانی، دکتر کرمی با انتصاب فرمانداران بومی در شهرستانهای راهبردی چون دهلران و مهران، نوعی توازن ساختاری میان شمال و جنوب استان برقرار کرد. در دهلران، فرماندار منتخب توانست ظرف مدت کوتاهی، وفاقی کمسابقه میان نخبگان، مردم و سیاسیون برقرار کند؛ امری که در فضای پرتنش مدیریت استانی، کمنظیر است.
در سطح راهبردیتر، استاندار ایلام، شورای مشورتی رسانهای را تشکیل داد. با وجود برخی نقدها به ترکیب اعضا، این شورا نشانهای روشن از مرجعسازی رسانههای بومی در روند توسعه استانی است. همچنین با راهاندازی شورای راهبردی جوانان حامی دولت، زمینه برای فعالسازی مشارکت نخبگان جوان در فرایند حکمرانی محلی فراهم شده؛ گامی دقیق در راستای سیاست زیرساختمحور دولت چهاردهم.
در حوزه دیپلماسی اقتصادی نیز، استاندار ایلام با نگاهی راهبردی، چند سفر اقتصادی مؤثر به کشور عراق انجام داد و در هفتههای اخیر، با عزیمت به منطقه استراتژیک جاسک، در تلاش برای جذب سرمایهگذار در حوزه ترانزیت و انرژی بروناستانی است. این اقدامات، برای استانی با نرخ بیکاری بالا و اقتصاد نفتمحور اما توسعهنیافته، نه نماد حرکتهای تزئینی، بلکه نشانهای از یک بازآرایی اساسی در فهم توسعه بومی است.
اکنون نوبت دولت است؛ آیا تهران، صدای ایلام را خواهد شنید؟
جناب آقای رئیسجمهور،
پیش از آنکه حلقههای تخریبگر و گروههای طومارنویس، چهرهای غیرواقعی از استاندار ایلام به شما منتقل کنند، این گزارش تحلیلی را نشانهای از دغدغه نخبگان محلی بدانید. دکتر احمد کرمی، مدیری مردمی، مورد وثوق خانوادههای شهدا و پرهیزگار از حذف و حذفسازی است. او به جای سرکوب منتقدان، آنان را به گفتوگو دعوت کرده و معتقد است که توسعه، با تحمل صدای دیگر ممکن میشود، نه با حذف آن.
اگر ایلام نتواند این فرصت استثنایی برای تثبیت مدیریت بومی و گفتوگومحور را حفظ کند، در سالهای آتی با بحران مشروعیت مدیریتی مواجه خواهد شد؛ بحرانی که پیامد آن، فراتر از ایلام، بر مرزهای ملی نیز اثرگذار خواهد بود.
از شما انتظار میرود در مقام رئیسجمهور، نهتنها از این تجربهی نوپا حمایت کنید، بلکه مانع دخالت چهرههای افراطی و تصمیمسازان پشتپرده در وزارت کشور شوید.
اجازه دهید استاندار ایلام، دورهای جدید از حکمرانی بومی را به ثبت برساند؛ دورهای که شاید پایان غربت ایلام در تهران باشد.
.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















