سالیان پیش، برخی جریان‌ها با تضعیف گفتمان مقاومت، دشمن را برادر و خطر را اغراق‌آمیز می‌نامیدند. اکنون اما، همان جریان‌ها باید پاسخ دهند که چگونه جنگی واقعی، به پشت مرزهای تحلیل‌های انتزاعی رسید و جامعه را درگیر هزینه‌های توهم‌آلودگی فکری خود کرد.

در حالی که جنگ دوازده‌روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران وارد مراحل حساسی شده، دشمن کوشید از شکاف‌های ادراکی و سیاسی داخلی به‌عنوان ابزار جنگ روانی بهره‌برداری کند. در تبلیغات رسانه‌ای خود، به نقل از اظهارات برخی خواص سیاسی مدعی شد که مردم ایران دیگر همچون دهه شصت در دفاع از وطن یک‌صدا نیستند. هم‌زمان، تحریم انتخابات مجلس دوازدهم از سوی برخی رهبران جریان‌های سیاسی و هجمه به آمار مشارکت، بر شدت فضاسازی برای القای دوگانگی اجتماعی افزود.

اما تجربه عملیاتی این روزها روایت دیگری دارد. ملت ایران در میدان نبرد و در برابر تهدید مستقیم، فارغ از تعلقات جناحی و غبارآلودگی فضای سیاسی، با انسجام ملی، وفاداری به سرزمین و پشتیبانی از امنیت پایدار، نشان دادند که پیوند ملت و حاکمیت فراتر از روایت‌های خاکستری و تحلیل‌های سطحی برخی نخبگان است.

پیش‌تر نیز گفته شده بود که گسل نخست در امنیت ملی، نه از سوی دشمن، بلکه در نتیجه تحلیل‌های مخدوش و واگرایانه برخی چهره‌های سیاسی داخلی ایجاد شد. آنان زمانی که گفتند در صورت حمله به ایران، این تنها مردم‌اند که قربانی می‌شوند و نه نظامیان، در واقع، جایگاه بازدارندگی دفاعی کشور را به چالش کشیدند. همچنین، زمانی که دشمن در عمق استراتژیک جمهوری اسلامی در سوریه، عراق و لبنان دست به تجاوز زد، این افراد به‌جای دفاع از منطق مقاومت، منکر وجود دشمن شدند و حضور ایران در محورهای مقاومت را زیر سؤال بردند.

این نوع نگاه، نه‌تنها با واقعیت ژئوپلیتیک منطقه سازگاری ندارد، بلکه موجب تضعیف اراده ملی در برابر تهدیدهای فرامنطقه‌ای و مشروع‌سازی حملات دشمن در افکار عمومی می‌شود. نادیده‌گرفتن توازن قدرت و محدودکردن امنیت به مرزهای جغرافیایی، زمینه‌ساز نفوذ تهدید به عمق سرزمینی خواهد بود.

امروز همان کسانی به صدور بیانیه روی آورده‌اند که سال‌ها پیش با طراحی شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»، فضای استراتژیک کشور را تخریب کردند. در حالی که امنیت ایران در پیوند با عمق راهبردی منطقه‌ای تعریف شده، آن شعار ظاهراً وطن‌دوستانه، عملاً تقابل با بنیان‌های دفاع پیش‌دستانه جمهوری اسلامی بود.

نتیجه آن گفتمان انحرافی، تقویت جنگ ترکیبی و فراهم‌سازی شرایط برای برافروختن شعله‌های جنگ بزرگ در آسمان ایران بود؛ جنگی که نه از غزه و لبنان، بلکه مستقیماً از تل‌آویو و حامیان غربی‌اش تغذیه می‌شود.

امروز آنچه ایران را در برابر یکی از پیچیده‌ترین تهدیدات تاریخ خود ایمن نگاه داشته، نه صدور بیانیه‌های خاکستری برخی خواص، بلکه حضور آگاهانه مردمی است که میان جنگ روانی و جنگ واقعی، تفاوت قائل‌اند. ملتی که امنیت را نه در کلمات، که در میدان معنا می‌کنند. مردم نشان دادند که امنیت، یکپارچگی، و پایداری ملی، معطل تحلیل‌های متزلزل و مشروط خواص نخواهد ماند.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده