تکیه‌ای که با اشک مادران، دود اسپند دختران، و حضور نسل‌ها روشن مانده، امروز نامی دیگر دارد: پایتخت زنان علمدار زینب. تکیه ابوالفضل ایلام، قلب تپنده آیین زنانه‌ی عاشورا در غرب ایران است.

در روز  تاسوعای حسینی، بافت سنتی و چندلایه‌ی شهر ایلام ـ از میدان امام خمینی (ره) تا میدان شهدا ـ به متنی زنده از آیین، اسطوره و حافظه‌ی جمعی زن ایرانی بدل شد. کوچه‌ای شیب‌دار، با قدمت فرهنگی چندده‌ساله، این بار نه تنها مسیر عبور، که میدان ظهور بود؛ صحنه‌ای میان‌فرهنگی که زن مسلمان ایرانی، با ردای زینبی، به بازآفرینی نقش تاریخی خود در روایت مقاومت پرداخت.
تکیه‌ی ابوالفضل (ع)، با قدمتی پنجاه‌ساله، امسال نه صرفاً آیینی سنتی، بلکه گفتمانی نو در عرصه‌ی کنش‌های عمومی و معنوی شد. زنان ایلام، از نسل‌های مختلف و با تنوع پوششی، در حرکتی خودجوش، بافت محلی را به فضای آیینی‌ای شبیه به بین‌الحرمین تبدیل کردند. حضور پرشمار بیش از بیست‌وپنج هزار نفر، خود نشانگر سرمایه‌ی اجتماعی این آیین و ریشه‌داری آن در فرهنگ مقاومت غرب ایران است.
در میان سیل عزاداران، چشم‌اندازی دراماتیک جلب توجه می‌کرد: بانویی از دهه‌ی هشتاد، آرام و مطمئن در میان جمع حرکت می‌کرد. بر پشت لباسش، اثر پنجه‌ای از خاک نشسته بود؛ گویی یادگار دستی از دشت نینوا، که پیام وفاداری و علمداری را به نسل او سپرده است. این تصویر، نه صرفاً صحنه‌ای حماسی، بلکه یک نشانه‌ی فرهنگی ـ آیینی بود؛ نشانه‌ای از انتقال اسطوره از حافظه‌ی جمعی به تن انسان معاصر.
مادران ایلامی، در کنار دختران نوجوان و نوزادان در گهواره، راه می‌رفتند و ذکر «یا ابوالفضل» می‌گفتند. برای نخستین‌بار، «نذر اسپند» به‌عنوان آیینی نوپدید اما ریشه‌دار به چشم می‌آمد. زنان علمدار، اسپند دود می‌کردند و در دود معطر آن، دعای سلامتی فرزندان و عهد وفاداری به مکتب کربلا را می‌پیچیدند. این آیین، ترجمان زنانه‌ی دیپلماسی معنوی در فرهنگ شیعی است؛ نوعی کنش آیینی که در تلاقی دین، ادبیات، سنت و حافظه‌ی تاریخی شکل می‌گیرد.
کوچه‌ها موکب شده بودند؛ خانه‌ها به حسینیه‌های کوچک تبدیل گشته بودند و نوجوانان دهه هشتاد و نود، در کنار پیشکسوتان، نقش‌آفرین بودند. در این فضا، «علم» تنها نماد عزاداری نبود؛ نماد هویت، پایداری، و سوگ‌نامه‌ای زنده برای انتقال معنا از نسلی به نسل دیگر بود.
در بُعد نمادشناختی، این حماسه زنانه، تنها یک آیین نیست؛ بیانیه‌ای فرهنگی‌ ـ اجتماعی‌ است. زن ایرانی، در گفتمان زینبی، نه تماشاگر تاریخ، که کنشگر فعال آن است. این حرکت، تجلی زن مسلمان انقلابی است؛ زنی که در بزنگاه نبرد روایت‌ها، با زبان آیین و اشک، با سواد عاطفی و حافظه تاریخی، قدرت نرم مقاومت را بازآفرینی می‌کند.
ضروری‌ست نهادهای فرهنگی، دینی و رسانه‌ای این آیین را نه صرفاً به عنوان یک مراسم محلی، بلکه به‌مثابه‌ی الگویی زنده از مشارکت عمومی، تمدن‌سازی زنانه، و دیپلماسی فرهنگی بازشناسند.
ایلام، پایتخت خادمان سیدالشهدا(ع) در اربعین، این بار در تاسوعا نیز درخشید. و تکیه ابوالفضل (ع)، به‌حق، پایتخت زنان علمدار زینب (س) نام گرفت؛ زنانی که از دل خاک، با پنجه‌های دعا و علم، تاریخ را باز می‌نویسند.

 

  • نویسنده : عباس اکبری زاده