ایران است؛ خاکی که هر توطئه را در کربلای خود دفن می‌کند و در قربانگاه خون‌های پاک، نقشه‌های خام دشمنان را ذبح می‌کند.

کشور ما امروز در وضعیت آتش‌بسی قرار دارد که در برابر محور شرارت غربی ـ صهیونیستی، متشکل از ایالات متحده آمریکا، رژیم صهیونیستی، بریتانیا، فرانسه و آلمان، برقرار شده است. در چنین شرایطی، روح جمعی و همبستگی ملی مردم ایران، در اوج اقتدار و آمادگی تاریخی خود ایستاده است؛ ملتی که نشان داده است در برابر متجاوز، یکپارچه و نفوذناپذیر باقی می‌ماند.
با وجود این همبستگی بی‌بدیل، صحنه سیاسی کشور همچنان میان سه گفتمان اصلی در نوسان است: «مقاومت»، «مذاکره» و «صلح». دو روز پیش از آغاز ماه محرم ـ ماهی که از دیرباز نماد آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی بوده است ـ این آتش‌بس اعلام شد و ملت ایران، محرم امسال را باشکوه‌تر و معناگراتر از همیشه برگزار کرد.
آنچه امسال در حضور گسترده و پرمعنای بانوان ایرانی متبلور شد، پیامی رسا برای همه جبهه‌های رسانه‌ای و سیاسی دشمنان داشت: همان زنانی که در برهه‌ای با فریب وعده‌های طلایی و آزادی‌های سطحی، آماج جنگ روایت‌ها قرار گرفتند، این‌بار با هوشیاری تاریخی خود شمشیر مردان جنگی را دوباره از نیام برکشیدند.
در سال ۱۴۰۱، فتنه‌ای در ابعاد جنگ شناختی به راه افتاد؛ طراحان خارجی و مزدوران داخلی کوشیدند زن ایرانی را به ابزاری برای قطعه‌قطعه کردن پیوست‌های اجتماعی و فروپاشی سرمایه نمادین ملی بدل کنند. اما امروز همان زنان، از دل خیابان‌های فتنه، به صفوف وحدت‌بخش نهضت عاشورا پیوستند؛ همان‌گونه که در جنگ دوازده‌روزه اخیر و در دهه نخست محرم، روایت تاریخی «جمل» را وارونه کردند و «عایشه فتنه‌گر» را از شتر جمل پایین کشیدند.
امروز زنان ایرانی ـ چه محجبه، چه کم‌حجاب و چه بی‌حجاب ـ در یک جبهه مشترک ایستاده‌اند: جبهه اقتدار ملی. این همان نقطه عطفی است که طراحان فتنه‌های نرم، هرگز در محاسبات خود پیش‌بینی نکرده بودند.
ملت ایران به‌یاد دارد که چگونه در ۱۴۰۱، برخی به نام آزادی، زن ایرانی را گروگان سناریوهای براندازی کردند و جامعه را به مرز فروپاشی اجتماعی سوق دادند. هرچه از آن ایام گذشت، غبار فریب کنار رفت و حتی همان زنان معترض نیز دریافتند که پروژه دشمن، چیزی جز «تکه‌تکه کردن ملت» و تسلیم‌سازی ایران نبود؛ همان نقشه‌ای که سال‌ها پیش، رایس، وزیر خارجه وقت آمریکا، برای خاورمیانه طراحی کرد.
اما ایران ١۴٠۴، ایران دیگری است. امروز دختران و زنان این سرزمین، آگاه‌تر از همیشه، در کنار مردان جنگی و زنان محجبه ایستاده‌اند و دشمن را به عقب رانده‌اند. آنان خوب دریافته‌اند که ایران، عربستان نیست که بتوان حیثیت زن را در پای معامله‌های نفتی و امتیازهای سیاسی قربانی کرد. اینجا مردان جنگی، از سردار سلامی تا حاجی‌زاده و باقری، جان خود را برای عزت و کرامت زنان این سرزمین سپر می‌کنند.
اکنون مردان و زنان ایران، مرز خود را از بازی‌های جناحی سیاستمداران ـ چه در اردوگاه اصولگرا و چه اصلاح‌طلب ـ تفکیک کرده‌اند. میدان، دیگر میدان بهره‌برداری سیاسی از حجاب و آزادی‌های اجتماعی نیست. هیچ جناحی نمی‌تواند با دوگانه‌سازی «زنان با حجاب» و «زنان کم‌حجاب» مسیر مقاومت یا مذاکره را مصادره کند.
با این‌ حال، عده‌ای همچنان می‌کوشند زیرکانه در دو جبهه بازی کنند؛ در رسانه‌های داخلی از اقتدار ملی سخن می‌گویند و در شبکه‌های خارجی و نامه‌نگاری‌های پنهانی، دست تسلیم بالا می‌برند. آنان با تفکیک دروغین بین جلادان غربی و صهیونیستی، به دنبال صلحی تحمیلی‌اند که معلوم نیست در آن، چه کسی پاسخگوی آغاز تجاوز و پرداخت غرامت خواهد بود.
امشب ـ شبی که مخصوص زیارت سیدالشهدا (ع) است ـ یک حقیقت تاریخی باید طنین‌انداز شود: «شاه گفت: کربلای امروز میدان من است، عید قربان من است.» این کلمات، فقط یک شعار نیست؛ منشور ایستادگی یک ملت است که به دشمنان پیام می‌دهد: این خاک، کربلای مکرر تاریخ است؛ هر نسل، عاشورایی تازه و هر دل، محرمی دوباره. اینجا کربلای امروز است، میدان آزمون غیرت و شرف مردان و زنان ایران؛ اینجا قربانگاه آرزوهای باطل متجاوزان است.
عید قربان این ملت، قربانی کردن نفس و هوس و ترس است؛ اینجا کسی برای عزت ایران، سر می‌دهد.
وعده ما، کربلای امروز و قربانگاه فردا؛ جایی که شمشیرها برای حق از نیام بیرون می‌آید.
این ملت، دیگر با توییت‌های هدفمند و قطبی‌سازی‌های مصنوعی، بازیچه مطامع سیاسی نخواهد شد.
مسیر این ملت، مسیر اقتدار است؛ و اقتدار، فقط از گذرگاه ایستادگی و خون شهیدان خواهد گذشت.

 

  • نویسنده : عباس اکبری زاده